بایگانی برچسب‌ها: ولايت فقيه

يه توپ دارم قلقلی‌ه، ‌رهبر من سيد علی‌ه

خب من دكتر روازاده، تو جلسه‌ی قبل گفتم كه « دشمن اين‌قدر قشنگ كار می‌كنه، اين‌قدر خوب كار می‌كنه كه فقط به آب ما كار نداره، ‌فقط به روغن ما كار نداره، كار فرهنگی هم می‌كنه». گفتم كه دشمن چه‌طور اومده و با ترانه‌ی صهيونيستی «اتل متل توتوله» افتاده به جون مسلمونا و باورای اونا. دليل اين كه چرا پستون گاو «حسن» خشكيده و نه «گاو كامبيز» رو هم توضيح دادم. اين «دسيسه‌های استعمار برای تخريب تغذيه‌ی جهانی» بايد افشا بشه. دشمن باهوش‌ه و با كار روان‌شناسی مادر‌ها و مادربزرگ‌های معصوم ما رو گم‌راه می‌كنه.

اما خوش‌بختانه خواص بابصيرت ما هم سكوت نكردن و يه ترانه‌ی خيلی دشمن‌شكن و ولايت‌مدارانه ساختن به اسم «يه توپ دارم قلقلی‌ه» كه تمام نقشه‌های كثيف دشمن تو اون ترانه‌ی «اتل، ‌متل، ‌توتوله» رو خنثا می‌كنه.

خب «يه توپ دارم قلقلی‌ه» يعنی چی؟ آيا همين توپ بچه‌ها منظورش‌ه؟ نه… رو اين ترانه كار كارشناسی شده. منظور از توپ قلقلی در اين‌جا يعنی كره‌ی زمين! می‌دونين كه مدت‌ها قبل از دانش‌مندان غربی دانش‌مندان مسلمان ما پی به قلقلی‌بودن يعنی كروی‌بودن زمين برده بودن. بعد هم آيه داريم و هم حديث كه كره‌ی زمين در نهايت مال مستضعفان خواهد شد. خب پس از حالا و پيش‌پيشكی می‌تونيم بگيم كه اين «توپ قلقلی» مال من‌ه و ديگه دارمش.

خب بعدش می‌گه «سرخ و سفيد و آبی‌ه»… آهان فكر می‌كنين اسم اين سه رنگ الكی و فقط به خاطر قافيه اومده؟ نه.. اين رنگ پرچم كشور روسيه است كه رهبراش «آقا» رو به عنوان مرجع تقليد قبول دارن. پس ترانه می‌گه كه ما با كمك روسيه صاحب توپ قلقلی كره‌ی زمين می‌شيم.

«می‌زنم زمين هوا می‌ره» خب اين‌جا ديگه به طور واضح اشاره كرده كه منظور از توپ قلقلی همون «زمين»ه كه به امر آفتاب ولايت تو آسمان امامت می‌چرخه و شورای نگهبان هم رو رفتارش نظارت استصوابی داره كه مبادا پاشو از مدار صحيح انقلاب بيرون بذاره.

 «نمی‌دونی تا كجا می‌ره» راستش معنی اين قسمت مثل اون تيكه‌ی «اتل،‌ متل توتوله» خيلی روشن نيست برام ولی می‌تونه به بی‌نهايتی كهكشان‌ها و قدرت آفرينش پروردگار اشاره داشته باشه.

«من اين توپو نداشتم» خب معلوم‌ه كه اين توپ قبلش دست دانش‌مندان يهود بود و اونا هم بادشو خالی كرده بودن كه كسی باهاش بازی نكنه. ولی بعضی وقتا توپ‌شونو باد می‌كردن و می‌اومدن تو كوچه و پز می‌دادن و ما رو هم تو بازی خودشون راه نمی‌دادن. اين هيتلر همون موقع فهميد و سعی كرد توپ قلقلی رو از دست اينا بگيره كه بهش مهلت ندادن.

«مشقامو خوب نوشتم». خب، ما مستضعفان كه توپ نداشتيم، رفتيم تو خط ولايت و رهبری و به ايشون التزام عملی و نظری پيدا كرديم. «مشق» اين‌جا يعنی عمل به تكليف. يعنی ای رهبر عزيزم، از تو به يك اشاره، از ما به سر دويدن!

«بابام بهم جايزه داد» خب ديگه بايد خودتون فهميده باشين كه منظور از «بابا» يعنی پدر ملت، يعنی مقام عظيم‌الشان رهبری كه اگه ببينه ما مشقامونو خوب نوشتيم به‌مون جايزه می‌ده. «يه توپ قلقلی داد» اين هم همون جايزه‌ای‌ه كه می‌گفتم؛ تحقق وعده‌ای‌ه كه به مستضعفان داده شده. اين توپ قلقلی بالاخره مال ما می‌شه!

Advertisements