محمد مختاری: «هفده شهریور، تابش اندام آدمی، بر کف بی‌تاب هر محله»

17-shah1

هفده شهریور
از فلق جان طلوع می‌کند
وز نفس و دست و سینه
روشنی‌ش
می‌آراید.
خانه به خانه روانه می‌شود.
کوچه به کوچه دقیقه‌ها می‌افزود.

هفده شهریور،
در قدم تابناک منفجران
جانب میعاد راه می‌جوید.
تابش اندام آدمی
برکف بی‌تاب هر محله
ساعت میعاد را فرا می‌خواند.

هفده شهریور آسمان و زمین

در گذر آدمی به‌هم می‌پیچد.

خشم روان بر مدار شوق

                                         می‌گردد.

کوبه‌ی بیدار بر طلسم ستم
می‌کوبد.

هفده شهریور،

کوچه به کوچه عبور می‌کند
موج رگ و آفتاب
خیابان
خیابان
ساعت
ساعت
به سوی میدان جاری می‌شود.

هفده شهریور،

روز خلایق به دور میدان می‌چرخد
صبح خلایق به روی ساعت هشت،
عقربه‌های سلاح، دشمن را می‌یابد
ساعت هشت آفتاب در می‌ماند.
ساعت هشت از مدار خلق برون می‌جهد.
ساعت هشت التهاب.
ساعت ایثار آدمی
ساعت سربازهای مزدور
ساعت درگیری کلام و گلوله.
ساعت رگبار و مشت.
ساعت ایمان و تکه‌تکه شدن.
ساعت گل‌های سرخ گلایل،
بر کف آغشته‌ی خیابان
ساعت اندام‌ها
بر سر امواج دست‌های تهی.

سینه به سینه شهادت
در کف میدان شکفته می‌شود.
آفت نفت و دلار فرو می‌بارد.
لحظه به لحظه زمان
از گلوی آتش و گلوله گذر می‌کند.
حنجره‌ی شهر از تلاوت خون
می‌درد.

سیل شتابندگان،
از همه سو در هجوم ساعت هشت.
ساعت هشت از محله‌ها
می‌گذرد

ساعت هشت آسمان شهر را می‌پوشاند.
ساعت هشت از تمام روز
می‌گذرد.
ساعت هشت از غروب
می‌گذرد
ساعت هشت از تمام درمان‌گاه‌ها
می‌گذرد

ساعت هشت
ساعت گستردن و تعوج زخم
ساعت شرم و ستوه خون
ساعت خشم و توان جراحان
ساعت درماندن و خروش بیمارستان‌ها
ساعت شلتاق مرگ
ساعت سرمای احتضار
ساعت یخ بر بخارهای عفونت
ساعت سرداب‌های مخفی
ساعت ماشین‌های اجساد
ساعت گودال‌های آشفته
ساعت بی‌تابی شکاف‌های زمین

ساعت هشت تمام ایران.
ساعت هشت تمام شهریور‌ها
ساعت هشت تمام تاریخ.

ساعت هشت از غروب هفده شهریور

در سر ویرانگان می‌انبوهد.

لحظه به لحظه غبار ماتم و درد
از نفس چارراه‌ها
بر سر هر کوچه و خیابان می‌افشاند.
شهر خموش از محله‌ای به محله
دارد کبود شکستگان را می‌گرداند.
قامت اندوه
در خم هر کوچه می‌خمد
وز در هر خانه
پا به درون می‌کشاند.
چشم عزا از درون تاریکی

                                    می‌دمد.

هفده شهریور
در شفق مرگ افول می‌کند.
وز نفس و دست و سینه
تیرگی‌ش
می‌افزاید.

هفده شهریور
در تن شب محو می‌شود.
هفده شهریور
از دل تاریخ
خواب ماتم‌یان را
می‌آشوبد.

«محمد مختاری»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: