شام تاريك ديكتاتورهای مشقی و حلبی

خوش‌بختانه وليد معلم و بشار اسد هر دو در سخنانی طرح آشتی ملی اتحاديه‌ی عرب را نپذيرفتند و بر ادامه‌ی سركوب مردم سوريه تاكيد كردند. دوباره می‌گويم «خوش‌بختانه» چرا كه نگران بودم مبادا «خون‌ريز شام» از سنت ناميمون و هميشگی ديكتاتورهای بی‌خرد سربپيچد و با بهره‌گرفتن از يك جو عقل و انصاف باقی‌مانده‌اش، صلاح مردم را بر نفع كوتاه‌مدت خويش ترجيح دهد و بدون خون‌ريزی بيش‌تر از قدرت كناره بگيرد. «خوش‌بختانه» از اين جهت كه در عمر خودم باز هم به زير آمدن يك ديكتاتور ديگر را می‌بينم و حظ آن را می‌چشم.

مردم «هميشه در صحنه»‌ی سوريه اما امروز يك بار ديگر به هواخواهی پيشوا و مقتدای‌شان به خيابان‌ها ريزانده شدند. اداها و اطوارهاشان درست مثل «حماسه‌ی نُه دی» بدنام ماست: تصاوير بسيار بزرگ از اسد و هلهله‌ی سينه‌چاكانی كه اختيار از كف داده‌اند و «بشار، بشار» می‌كنند. احتمالن در گوشه و كنار كسانی به زبان عربی جان ناقابل‌شان را فدای سلطان شام می‌كنند و كسانی ديگر آماده‌ی يك اشاره‌ی او هستند تا با سر بدوند و له‌له‌زنان و دم‌جنبان جان بفشانند! اما درست مثل همان حماسه‌ی بدنام ما، تاكيد بيش از اندازه بر برگزاری هر چه باشكوه‌تر مراسم نشان می‌دهد كه در اين ميان چيزی فروريخته و كبوتری از قلب‌ها گريخته كه نامش «ايمان» است. تصاوير بسيار بسيار بزرگ از بشار بر دوش كپه‌ای از جمعيت و هياهوی گوش‌خراش آنان همه و همه خبر از يك واكنش روانی می‌دهد به جبران مشروعيتی كه ديگر نيست. بايد هوار بزنی و حنجره بخراشی تا پيش از هر كس ديگر، خودت باورت شود كه اين بشار همان بشار ديروز است كه از اين حربه‌ها و ترفندهای تبليغی خامنه‌ای‌پسند بی‌نياز بود.

به نظر می‌رسد اما كه برای ديكتاتورهای ريز و درشت ايران و سوريه، ديگر گريختنی در كار نيست. در سناريويی هوشمندانه با بازيگران متعدد منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، هم ايران و هم سوريه را هم‌زمان به گوشه‌ی رينگ رانده‌اند و چپ و راست ضربات متعدد را بر آنان فرود می‌آورند تا ناك‌دان و ناك‌اوت پايانی خودش از راه برسد. اگر در ليبی ايجاد منطقه‌ی پرواز ممنوع و حمايت همه‌جانبه از شورشيان زمينی به سقوط قذافی انجاميد، در سوريه اتحاديه‌ی عرب با پيشتازی قطر و بوق تبليغاتی‌اش (شبكه‌ی الجزيره) فشار خردكننده‌ای را بر سوريه آغازيده‌اند كه زمينه‌چين اقدامات بعدی تركيه و ناتو و حتا شورای امنيت خواهد شد. تركيه و عربستان خوب می‌دانند كه از ميان رفتن حوزه‌ی نفوذ ايران در سوريه و لبنان و فلسطين، به قدرت‌گيری هر چه بيش‌تر آنان (به‌ويژه تركيه) می‌انجامد. زخم‌ها و كينه‌های كهنه سرباز كرده‌اند و عربستان كمر همت بسته تا شر موی‌دماغ هميشگی‌اش را كم كند. برای همين است كه حكومت جمهوری‌اسلامی ايران سوريه را خط قرمز خود و خاكريزی تسليم‌ناشدنی می‌خواند و تهديد می‌كند كه هر گونه تعرض به آن كل منطقه‌ی خاور ميانه را به آتش خواهد كشاند. اما فروپاشی درونی رژيم اسد خامنه‌ای را هم انگشت به دهان كرده و تشكيل «ارتش آزاد سوريه» و حملات اين‌روزهای آن‌ها به مراكز دولتی حزب بعث و اشاره‌ی هيلاری كلينتون به حمايت تسليحاتی و مالی از آنان در آينده، خواب خوش گروگان‌گيران و گردنه‌بندان ايران و سوريه را آشفته كرده است.

از سوی ديگر و به موازات افزايش فشار بر بعثی‌های سوريه، جمهوری‌اسلامی هم درگير فشار هر دم فزاينده‌ای شده كه يك بار ديگر آن را به آستانه‌ی جنگی كور و محكوم به شكست كشانده است. باز هم عربستان پيش‌گام شد تا با طرح ترور سفيرش در آمريكا در مجمع عمومی سازمان ملل و محكوميت قاطع جامعه‌‌ی جهانی عليه اين اقدام گستاخانه از ايران بخواهد تا بی‌گناهی‌اش را اثبات كند! رويه‌ی هميشگی جمهوری اسلامی كه اصل را بر گناه‌كاری می‌داند اين بار در جامعه‌ی جهانی عليه حكومت چوپانان دروغ‌گو به كار بسته شده است. در همين روزها آژانس انرژی اتمی از نظامی‌بودن برنامه‌ی هسته‌ای ايران خبر می‌دهد كه باز هم با اكثريت قاطع اعضا محكوم می‌شود. درست است كه هيچ يك از اين محكوميت‌ها پيامد و تهديد نظامی فوری به دنبال ندارد اما در نگاه كلی، هم‌چون آماده‌ساختن زمينه‌ها‌ی لازم برای ضربه‌ی نهايی به نظر می‌رسد: يك‌جور مقدمه‌چينی و توجيه افكار عمومی جهانی.

به اين هرج و مرج بيفزاييد شاخ و شانه كشيدن اسراييل برای ايران، انفجار پايگاه موشكی در اطراف ملارد، نزديك شدن انتخابات رياست‌جمهوری آمريكا و نياز به جلب توجه رای‌دهندگان آمريكايی و همچنين نزديك‌شدن انتخابات آينده‌ی مجلس ايران كه كاسه‌ليسان و سهم‌خواهان جمهوری‌اسلامی را به جان هم خواهد انداخت. همه‌ی اين‌ها در كنار فشار فزاينده و هم‌زمانی كه به ايران و سوريه وارد می‌شود خبر از توافق‌های پشت‌پرده‌ی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای تغيير آرايش قوا در خاور ميانه خبر می‌دهد، خاورميانه‌ای بدون ايران و سوريه‌ی هم‌پيمان كه كليد صلح اسراييل و فلسطين هم خواهد بود. شايد حتا رسيدن به بمب اتم هم ديگر نتواند مانع عملی‌شدن اين طرح و انزوای ديكتاتورهای مشقی بشود!

Advertisements

1 پاسخ به “شام تاريك ديكتاتورهای مشقی و حلبی

  1. رضا 21 نوامبر 2011 در 6:06 ب.ظ.

    چه تحلیل درست و منطقی هست بسیار عالی بود وضعیت اوضاع منطقه به درستی و زیبایی هرچه تمامتر به تصویر کشیده شده متشکرم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: