دردنامه‌ی فرزند‌خوانده‌ی شعبان جعفری!

سلام پدر!
زیاده عرضی نیست، روزهایی که دلشادم حرفی برای گفتن نیست. 22 بهمن به سراغت خواهم آمد تا ببینی چقدر حرف گفته و نگفته دارم برایت. به بهانه سالمرگت دست به قلم شدم تا مبادا از یادها فراموش شوی. آخر می‌دانی که، رسم مردمان این سرزمین است که ناجیان خود را از یاد می‌برند. گرچه وداع با تو در این روز، کام‌مان را تلخ کرده اما هر چه هست امروز، 28 مرداد،این روز فرخنده- روز قیام ملی ایران بر علیه مصدق‌السلطنه و قیام مردمی به حمایت از شاهنشاه آریامهر روز بزرگی است! راستی ظهر همین امروز بود که سرلشگر زاهدی آمد به دیدارت و شخصن دستور داد تا تو را آزاد کنند. یادت هست پدر!؟

بی‌جهت اینقدر با عجله از تاریخ عبور کردم. برویم سراغ همان محله سنگلج، هنوز هم یاد تو آن‌جاست. هنوز هم تا «گرت و خاکی» می‌شود همه یاد شعبون می‌کنند. نه تنها سنگلج، گوشه گوشه بوذرجمهری هم شعبون شعبون به عرش می‌خوره پدرجان! هنوز هم تا چماقی بلند می‌شود همه چشم‌ها به دستان چماق به‌دست است تا ببیند همان دستان پشمالوی شعبان است یا نه! هنوز هم تا عقب‌افتاده‌ای به اسبِ شاه می‌گوید یابو همه شعبون را جستجو می‌کنند که «بیخ خِرِشو» بچسبد یا دست‌کم «یه پیغوم میغومی برای برو بچه‌ها بده یا من برم باهاشون صحبت کنم و اینا» تا بریزن «خار و مادر یارو رو یکی کنن». پدر! «به مولا علی» این‌‎ها بعد از این همه سال هنوز نفهمیده‌اند که «ایهاالناس، زنبور شاه داره، ما چی!» اصلن انگار «هیچی حالی‌شون نیست» باید همیشه شعبونی باشه تا گره از مشکلات‌شون «واز» کنه!

آه پدر! کس چه می‌داند تو بهر این مرز و بوم چه رنج‌ها کشیدی و چراغ کاخ سلطنتی را با خون دل روشن نگاه داشتی؟ کس چه می‌داند تمدید 25 ساله تاج و تخت از صدقه‌سرِ شب‌گردی‌های شبانه و برافراشتن «عکس شاه» بود؟ «دارودسته» جمع می‌کردی و گشت‌های شبانه با «اصغر خالدار،اسدلله کچل، رمضون یخی، احمد عشقی، امیر موبور و باقی رفقا»  و فریادهای «ایهاالناس، مملکت آروم شد برین خونه‌هاتون، برین سرِ زندگیتون». این همه آن هم فقط برای آن که همه جا تاج‌آباد شود. نه برای منسبی و نه برای ده‌شاهی پول. اصلن «بچه‌های جنوب شهر، یه آدمایی بودن که اگه روزی صنار کار می‌کردن غروب سه شاهی نداشتن، همه رو می‌خوردن. اصلن دنبال این حرفا که پول از کسی بگیرن و کاری بکنن نبودن. به جون شما اینو راست می‌گم…» آری پدر، شرافت در ذره ذره وجود تو، از آن کله کچل تا آن سینه‌ی پشمالو و یقه‌ی جرخورده و چرکین تو موج می‌زد. داغش به دل مادرش بماند هر کس بگوید شعبان از کرمیت پول می‌گرفت یا زورخانه‌اش با کرامات اشرف الملوک می‌چرخید. به مولا «بچه‌های جنوب شهر دنبال پول و این بساطا نبودن، اینارو بی‌خود میگن. ممکنه برن سرِ کوره پزخونه، مثلن اون عمله‌هایی که از نطنز و عرض کنم نمی‌دونم خمین و اونجاها اومدن، اون لاشی‌ها رو یه پولی بذارن کف دستشون و بگن بیا آقا شلوغ کن!… بچه‌های جنوب‌شهر و این ورزشکارا همه‌شون خاطرخواه شاه بودن» البته به جز حسن نصیری سنگ‌تراش!

خلاصه پدر! تو همواره شعبان بی‌مخ خواهی ماند، چه از تو یاد شود و چه گرد فراموشی بر تو ریخته شود. تو «دنبال مادیات» نبودی، شعبان همیشه شعبان بود، از «گرت و خاکی» که در سینمای لاله‌زا کردی تا «دسته گلی که در مهرآباد» به دستان شاهنشاه گذاشتی. از آن روزی که «زدم و شکستم و خلاصه بازار رو بستن» تا وقتی که «متكا و فلان و اينارو گذاشتيم رو يه تخته و دو سه تا از اون مرغاى رسمى گرفتم از اون يارو توى كوچه دولت. خوناشو ريختيم اون رو» تو حتا در آن هیری ویری شعبان بی‌مخ نبودی، به فکر مادر و ما و خانه بودی و «مرغاشم داديم برد خونه واسه زنمون». از سنگلج تا بورلی‌هیلز!

آی مردم!
او که همگام با قداره‌کش و عربده‌کش، با شاه وطن نیز گام برمی‌داشت زنده است. پدرم زنده‌است و میراثش ماندگار، تا میهن و میهن‌دوست و چماق و چماق‌ به‌دست هست، شعبان زنده است. ایهاالناس! «این آقا با منبرش تو ک… خوار مادر هر کی» دروغ بگه!

———————————–
پ‌ن: نقل مستقیم مطالب از کتاب خاطرات شعبان جعفری به کوشش هما سرشار

13 پاسخ به “دردنامه‌ی فرزند‌خوانده‌ی شعبان جعفری!

  1. علی مصلحی 20 آگوست 2011 در 7:13 ب.ظ.

    نامه اشاره می‌کند که بعد از درگذشت شعبان جعفری توسط دختر‌خوانده‌اش تنظیم شده اما در اتنهای نوشته به کتاب خانم سرشار رفرنس داده شه. ظاهرا کتاب خانم سرشار قبل از مرگ شعبان جعفری منتشر شده است . میشه‌ یک توضیح مختصری حقیر را از سرگردانی برهانید؟

    • سیاوش بیابانی 20 آگوست 2011 در 7:23 ب.ظ.

      درود بر علی‌جان تیزبین!
      دوست عزیز آنچه که ذکر شده «به کوشش هما سرشار» عینن عبارتی است که بر جلد کتاب نقش بسته و بنده سعی داشتم تا حد امکان امانت‌دار و وامدار مرجع و منبع باشم و از طرفی کتاب الحق به کوشش و مصاحبه‌گری خانم سرشار جمع‌آوری شده گرچه از تنظیم دخترخوانده شعبان جعفری نمی‌توان چشم پوشید.
      تصویر جلد کتاب خاطرات شعبان جعفری: http://photo.goodreads.com/books/1222775997l/1485387.jpg

  2. Ahmad Mobasheri 20 آگوست 2011 در 8:59 ب.ظ.

    خداوند رحمتش کنه آدم بی غل و غشی بوده ولی خوب جنایات دارودسته ایشون که ایشون از زندان رهبری میکرده و حمله به منزل دکتر مصدق عریز و همکاری با کودتاگران هم در تاریخ ایران ثبت شده.

  3. Ahmad Mobasheri 20 آگوست 2011 در 8:59 ب.ظ.

    داوند رحمتش کنه آدم بی غل و غشی بوده ولی خوب جنایات دارودسته ایشون که ایشون از زندان رهبری میکرده و حمله به منزل دکتر مصدق عریز و همکاری با کودتاگران هم در تاریخ ایران ثبت شده.

  4. vahid 20 آگوست 2011 در 9:40 ب.ظ.

    شعبان جعفری یا همان شعبون بی مخ ، یک لات وچاقوکش واز طایفه اراذل واوباش بود .لطفاً تاریخ را تحریف نکنید. اگر کل ایران این لات چاقوکش را ببخشد، روح بزرگمرد تاریخ معاصر دکتر حسین فاطمی وخواهر سیده وبزرگوارش هرگز اورا نخواهد بخشید.

  5. darya 20 آگوست 2011 در 10:32 ب.ظ.

    درود من به دختر شعبان که با نثر و طنز لطیفش مثل هر زن شجاعی هم از رفتار پدر انتقاد کرده هم از چماقداری

  6. darya 20 آگوست 2011 در 10:43 ب.ظ.

    من بالای نوشته را نخوانده بودم فکر کردم واقعن از دختر شعبانه

  7. از مخالفان پادشاهی که در زیر خایه ( ببخشید سایه) ملکه ها و پادشاهان انگلستان٬ هلند٬ بلژیک٬ سوئد٬ نروژ٬ کانادا٬ استرالیا٬ ژاپن و سایر کشورهای 21 آگوست 2011 در 5:13 ق.ظ.

    از مخالفان پادشاهی که در زیر خایه ( ببخشید سایه) ملکه ها و پادشاهان انگلستان٬ هلند٬ بلژیک٬ سوئد٬ نروژ٬ کانادا٬ استرالیا٬ ژاپن و سایر کشورهای پادشاهی نشسته اند و بر ضد پادشاهی مقاله می نویسند خواهشمند است حداقل با خود و مردم ایران صادق باشند و به کشوری بروند که جمهوری یا مخالف پادشاهی است. و اگر زندگی در کشور پادشاهی خوب است حداقل بگذارند مردم کشورشان هم از این نعمت در چهار روز زندگی خود استفاده کنند. همچنین کمونیستهایی که در کشورهای امپریالیستی مثل امریکا و اروپا زندگی می کنند به کشورهای کمونیستی رفیق خود بروند. و نیز مسلمانان به کشورهای اسلامی دوست و برادر خود بروند.
    اگر من یک کمونیست یا مسلمان یا جمهوری خواه واقعی بودم ترجیح میدادم خودکشی کنم یا بمیرم ولی به یک کشور امپریالیستی یا پادشاهی نروم. این کار جز دو رویی و فرصت طلبی و خودخواهی چیز دیگری نیست.

    • کوشی 21 آگوست 2011 در 12:24 ب.ظ.

      به به، چه استدلالی!

      لطف کنید دوست عزیز به رضا پهلوی بگویید ایالات متحدهٔ آمریکا را ترک کند و به یک کشور پادشاهی اقامت گزیند. همینطور غالب سلطنت طلبان که در همین کشور اقامت دارند!

  8. pooria jafari 17 جون 2012 در 9:19 ق.ظ.

    بزرگتترین ننگ زندگی من این است نام خانوادگی ام با این موجود یکی است

  9. حسین وزیری 9 فوریه 2013 در 6:54 ب.ظ.

    من از دوستانی که نسبت به شعبان جعفری نظر منفی دارند خاوهش می کنم کمی بیاندیشند آیا آنها نیز توانسته اند در زندگی به اندازه ی ایشان گره از کار مردم بازکرده و به مشکلات مردم رسیدگی کنند اگر اینچنین نیستند در گفتار خود تجدید نظر کنند و اگر احیانا به عرایض بنده شک دارید می توانید از مردم امیریه ، شاهپور،ابوسعید و چهارراه سیروس در این مورد جویا شوید . باسپاس

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: