آلترناتیوسازی یا آلترناتیوخواهی؟

جنبش سبز، تکرار انقلاب دینی 57 بود و از هرجهت از جمله شعار ها ، ژست ها و رهبری همان انقلاب 57 بود. تنها تفاوت این دو روی‌داد ضدیت شان بود و همین دیالکتیک «جنبش سبز / انقلاب57» را به راه انداخت. در انطباقِ ضدین دیالکتیکی ما با اینهمانیِ دو ضد در همه وجوه (به جز تضاد صوری) سروکار داریم. دراینجا ما با دوچیز که از هرجهت یکسان هستند و فقط با هم ضدیت دارند مثل ماده و ضدِماده(الکترون و پوزیترون) سروکار داریم. نسبت جنبش سبز و انقلاب دینی 57 دقیقن نسبت الکترون و پوزیترون است. الکترون و پوزیترون زمانی که با هم برخورد می کنند(درواکنشهای همجوشی هسته ای) اشعه خطرناک گاما را تولید می کنند. برخورد جنبش سبز و انقلاب دینی57 در کانون مشتعلِ منظومه ایران اشعه خطرناکی تولید کرد به نام «جمهوری ایرانی» که با گذر از جو سیاسی به زودی زندگی مردم را روشن خواهد کرد. جنبش کنونی که به طور طبیعی از شکم جنبش سبز بیرون آمده است «جنبشِ جمهوریِ ایرانی» است و شکاف سیاسی-فرهنگیِ کنونی ایران «جمهوریِ ایرانی در برابر جمهوریِ اسلامی» است.
اما اجازه بدهید کمی جزئی تر شویم و این منطق را بیشتر بشکافیم. اگر انقلاب 57 تحت مقوله «وحدت» انسجام یافت و پیروز شد جنبش سبز تحت مقوله«کثرت»به انسجام رسید و شکست خورد. شکست سیاسی جنبش سبز امری پیشینی و قابل انتظار بود. انسجام تحت مقوله کثرت نمی تواند به پیروزی سیاسی برسد. جنبش سبز اما به لحاظ اخلاقی پیروز شد. انقلاب 57 ، در نقطه مقابلِ جنبش سبز، به لحاظ سیاسی پیروز شد و به لحاظ اخلاقی شکست خورد. جنبش سبز از هرجهت باژگونه انقلاب 57 بود. تقدیر انقلاب 57 (به دلیل شاکله بندی اش تحت مقوله «وحدت») پیروزی سیاسی و شکست اخلاقی بود و تقدیر جنبش سبز(به دلیل شاکله بندی اش تحت مقوله «کثرت») شکست سیاسی و پیروزی اخلاقی بود. بنابراین انتظار پیروزی سیاسی داشتن از جنبش سبز بیهوده است. همه آنچه جنبش سبز باید نشان می داد نشان داد و دیالکتیک «وحدت و کثرت» اکنون دیگر امری عقیم و مبتذل شده است. ما نباید دیگر انرژی و وقت مان را برای این جنبش تلف کنیم. ما به جنبشی دیگر نیاز داریم که پیروزی اخلاقی و پیروزی سیاسی هر دو در آن ممکن باشد. چنین جنبشی تحت مقوله «عمومیت» شاکله بندی می شود ونیرویش را از «امر عمومی» می گیرد( نه امر واحد و نه امر کثیر). آن مقوله ای که تقدیر شکاف «جمهوری ایرانی در برابر جمهوری اسلامی» را رقم می زند مقوله «عمومیت» است.
در واقع انقلاب دینی 57 (نه اسلامی، مراد از دینی در اینجا چیزی نزدیک به اصطلاح «دینخویی» آرامش دوستدار است) توسط چهار مقوله دینی« وحدت ، قطعیت ،نفی، ذاتیت» شاکله بندی شد و جنبش سبز تحت چهار مقوله ضد دینی و پوزیویستی « کثرت، وقوع ،ایجاب،عاملیت» شاکله بندی شد. جنبش نوین تحت چهار مقوله غیر دینی«عمومیت، امکان،حصر، تعامل» شاکله بندی می شود. جنبش نوین یک جنبش فلسفی-سیاسی است. در این جنبش نه ذات فعال الوهی تعیین کننده است(مثل انقلاب57) نه عاملیت بشری(مثل جنبش سبز) بلکه «تعاملِ فکری» سوژه است. در این جنبش نه قطعیت حاکم است(مثل انقلاب57) نه خبری از وقوع یک «اتفاق عظیم» (مثل جنبش سبز) بلکه امکانِ«هراتفاقی» است که همه چیز را به لرزه درمی آورد. در این جنبش نه نفی مطلق هست(مثل انقلاب57) نه ایجاب مطلق(مثل جنبش سبز) بلکه تنها محدودیت و تناهیِ« پرسش» هست. در این جنبش نه خبری از وحدت هست(مثل انقلاب57) نه کثرت(مثل جنبش سبز) بلکه عمومیت هر امری می تواند خبرساز باشد حال آن امر شخصی باشد(مثل مدل موی سر من) یا جزئی(شادی مختلط جوانان). امر عمومی چیست؟
امر عمومی یعنی امری که مربوط به جمهور مردم است. در عمل امر عمومی، وجودی متمایز از امور جزئی و شخصی ندارد بلکه در واقع ویژگی هایی از امور جزئی یا شخصی همزمان امری مربوط به عموم اند. در فلسفه این حقیقت را با تقابل«عمومیِ انتزاعی/عمومیِ مشخص» روشن می کنند. امر عمومی به صورت جداگانه و منفک از امور جزئی وجود ندارد بلکه برعکس برای وجود یافتن خودش را در امور جزئی و مشخص نشان میدهد. اما چگونه؟
در واقع امر عمومی، امور شخصی( یا جزئی) را می شکافد و دوپاره می کند: «امر شخصیِ شخصی» دربرابر «امر شخصی عمومی»( یا«امر جزئیِ جزئی» در برابر «امر جزئیِ عمومی»).
برخی از ویژگی های شخصی من چیزی بیشتر از یک امر شخصی اندو به عموم مرتبط اند به عبارتی معرّف امر کلی اند. اما برخی از این ویژگی ها صرفن و کاملن شخصی اند و اسم مستعار هیچ چیزدیگری نیستند. برخی از ویژگی های یک اقلیت مذهبی یا قومی چیزی بیشتر از ویژگی های قومی هستند و در واقع معرّف امر کلی اند اما برخی از این ویژگی ها صرفن جزئی و قومی اند و به عموم ربطی ندارند.
کانون روشن کننده و نیروبخش جنبش نوین ما آن امور شخصی و امور جزئی اند که معرف امر عمومی اند. یک ویژگی خاص کُردها که به عموم مردم ایران مربوط است یا قرارِ آب بازی برخی دختران و پسران تهرانی در یک پارک مشخص(که معرف فقدان شادی در تمام وجوه اجتماعی جامعه ایران است) یا یک ویژگی خاص فرودستان که خاص و طبقاتی نیست بلکه معرف امر عمومی است تامین کننده نیرویِ پیش برنده جنبش نوین ماست*. در واقع آنچه در این جنبش نو در حال تغییر است«فرهنگ سیاسی» مردم است. آن باورهای سیاسی ای که جمهوری اسلامی را برپا داشته بودند مرده اند و اکنون جایشان را به باورهای سیاسی ای تازه ای می دهند که نظام سیاسی متناسب با آنها «جمهوری ایرانی» است. به عبارت روشن تر، آلترناتیوِ «طبیعی» جمهوری اسلامی که به دست خود مردم(یعنی هر کدام از ما که چیزی بیشتر از خودش است به عبارتی معرف امر عمومی است) برساخته می شود منطقن«جمهوری ایرانی» است. بنابراین ما آلترناتیوخواهان خطوط کلی نظام آینده را می شناسیم:جمهوری،لائیسیته، دموکراسی،آزادی و التزام به حقوق بشر. حق اختلاف «نظر»هم در این چهارچوب برای گروههای مختلف محفوظ است. «آلترناتیوخواهان» به چیزی شبیه «کنگره ملی ایرانیان» نیاز دارند تا به عنوان مامای این نوزاد تولدش را تسریع کند اما ممکن است«آلترناتیو سازان» هدف دیگری به جز قابله گری داشته باشد و مثلن نوزاد را توی آزمایشگاه گم کنند که در این صورت وضع فاجعه آمیز خواهد بود.

………………………………………
* یا یک ویژگی خاص جنبش زنان که صرفن زنانه نیست بلکه امری انسانی و مربوط به عموم زنان و مردان است.

Advertisements

2 پاسخ به “آلترناتیوسازی یا آلترناتیوخواهی؟

  1. چگونه اسلام دستور کشتن بیش از دو میلیارد انسان را صادر کرده است؟ How Islam has issued orders to kill more than two billion people? * هموطنی که نماز می خوانی و روزه می گیری 3 اوت 2011 در 6:15 ب.ظ.

    چگونه اسلام دستور کشتن بیش از دو میلیارد انسان را صادر کرده است؟
    How Islam has issued orders to kill more than two billion people?
    * هموطنی که نماز می خوانی و روزه می گیری لطفاً این را حتماً بخوان!
    ترجمه تحريرالوسيله خمينى جلد چهارم

    تتمه اى در مورد احكام اهل ذمه
    (گفتار در كسى كه از او جزيه مى گيرند)
    مساله۱ – از يهود و نصارى كه اهل كتاب هستند و هر ملتى كه شبهه داشتن كتاب در آنها هست نظير مجوسيان جزيه يعنى ماليات سرانه گرفته مى شود، و در اين حكم فرقى نيست بين مذاهب مختلفه آنان نظير كاتوليك و پروتستان و غير اينها هر چند كه در فروع و بعضى از اصول مختلف باشند بعد از آنكه همه نصارى يا يهود يا مجوس خوانده مى شوند.
    مساله ۲ – حكومت اسلامى جزيه را از ساير فرقه هاى كفار يعنى مشركين مانند بت پرستان و ستاره پرستان و غير اينها نمى پذيرد، چه عرب و چه عجم ، چه اينكه خود را بصاحب كتابى مثل ابراهيم و داود و انبيائى ديگر منسوب كنند و چه نكنند، بنابراين از غير يهود و نصارى و مجوس غير از اسلام آوردن و يا كشته شدن پذيرفته نيست ، و همچنين از كسانيكه در اصل يكى از اين سه كيش را نداشته اند و جديدا يعنى بعد از نسخ شرايع سه گانه بوسيله اسلام به اين كيش ها در آمده اند جزيه پذيرفته نيست و كافر جربى شناخته مى شوند كه يا به اسلام در مى آيند يا كشته مى شوند، چه اينكه قبلا مشرك بوده باشند و چه از فرقه هاى باطل ديگر باشند.

    *( این یعنی کشتن همه هندیها و ژاپنی ها و کره ای ها و چینی ها و… یعنی کشتن بیش از دو میلیارد نفر مجاز شمرده شده و باجگیری از تمام مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان٬ یعنی اگر قدرتش را پیدا کنند حتماً این کار را انجام خواهند داد. این یعنی گفتگوی تمدنهای اسلامی!؟ این یعنی دوران طلائی خمینی !؟ این یعنی مدینه فاضله اشرف !؟ این یعنی اسلام توحیدی !؟ این یعنی اساس فلسفه اسلامی !؟ و این در رساله همه آخوندها هست و هر روز در حوزه درس داده می شود). *( این احکام را نمی توا نند نفی کنند زیرا احکام واجب اسلام را نفی کرده اند و از اسلام خارج شده اند و اگر هم تایید کنند بر تروریسم در اسلام صحه دوباره گذاشته اند).
    * هموطن اگر نماز می خوانی و روزه می گیری احکام آن در کتاب تحریر الوسیله در کنار احکام بالا است٬ آیا وجدان تو راضی به کشتن بیش از دو میلیارد انسان٬ مرد٬ زن و کودک تنها به دلیل مسلمان نبودن می شود؟ آیا می توانی مسئولیت این جنایت بزرگ ضد بشری را که با نام و پشتیبانی معنوی و مادی تو انجام شود را بپذیری؟ از سوی دیگر این افکار وحشیگرایانه بیگانه که قرنها به زبان دیگری در کنج تاریک حجره ها ادامه داشته باعث نابودی چهره صلحدوستی و نجابت ایرانیان شده و صلح و ثبات جهانی را نیز به خطر انداخته و بطور مسلم باعث جنگهای منطقه ای و بین المللی خواهد شد.

    به پندار نیک٬ گفتار نیک و کردار نیک خویش بازگردیم.
    .«کورش فردوسی»

    • mazdack 5 اوت 2011 در 6:35 ق.ظ.

      لائیسیته خود یک حکومت مذهبی و دینیست! با ون تعریفی که شما کردید بهتر است که از سکولاریته بجای لائیسیته نام ببرید!یعنی حکومتی جمهوری،سکولار،دموکرات و بر مبنای حقوق بشر!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: