سودای سلطنت را فراموش كن تا تاج سر مردم شوی شازده!

در سايه‌ی تجربه‌ی تلخ ستم‌كاری و سياه‌كاری جمهوری‌اسلامی، مردم دسته‌دسته از حكومت دينی گريزان‌تر می‌شوند و فزاينده‌تر از ديروز، جدايی نهاد دين از سياست را خواستار می‌شوند. خواسته‌ای به‌جا و درست كه هم به سود دين است و هم سياست؛ با تقدس‌زدايی از نهاد سياست، سياست‌مداران پاسخ‌گوتر خواهند شد و دين‌مداران هم دين خود را دست‌افزار توجيه زشت‌كاری‌ها نخواهند يافت. از هر دو جبهه‌ی سياست و دين كسی نمی‌تواند با اين استدلال مخالفت منطقی كند. اما بيم آن می‌رود كه «سكولاريسم» رفته‌رفته رنگ و رويی آرمانی پيدا كند و دست‌آويزی شود برای وعده‌دادن و روكشی شيرين برای خوراندن زهرابه‌های تلخ و تجربه‌شده.

آقای رضاپهلوی بارها و بارها (مثلن در گفت و گوی تازه‌اش با خودنويس) يك جمله را ورد زبان خود كرده (و سلطنت‌طلبان نيز طوطی‌وار آن را تكرار كرده‌اند) كه «شكل حكومت مهم نيست،‌ محتوايش مهم است كه بايد سكولار باشد». روكش شيرين و آرمانی «سكولاريسم» ابزاری می‌شود برای زدودن بی سر و صدای حساسيت مردم نسبت به شكل حكومت «شاهنشاهی» و جای‌دادن اين گزينه در ميان گزينه‌های آينده‌ی سياسی ايران. گذشته از روكش شيرين سكولاريسم، مدعای رضاپهلوی بسيار سست و بی‌منطق است.

مغلطه‌ی نخست آن كه اين مدعا با ساده‌انگاری بيش از اندازه چنين وانمود می‌كند كه محتوای حكومت چيزی جدا و مستفل از شكل حكومت است: يك سو محتوای حكومت است و يك سو شكل آن و شكل حكومت هم هيچ تاثيری بر محتوای آن ندارد. مشخص نيست كه اين محتوای سكولار قرار است از كجا تراوش شود اگر از شكل حكومت نباشد؟ چرا خود رضاپهلوی شكل حكومت سلطنت مشروطه را می‌پسندد و نه سلطنت مطلقه را؟ آيا شكل حكومت سلطنت مطلقه نمی‌تواند هم‌راه با محتوای سكولار شود؟

مغلطه‌ی دوم اين است كه محتوای حكومت را تنها به صرف سكولار بودن خوب و پسنديده می‌داند. اين قسم هدف‌سازی از سكولاريسم و بخشيدن جنبه‌ی آرمانی به آن تنها به فريب‌كاری خواهد انجاميد. سكولاريسم هدف و آرمان نيست،‌ سكولاريسم تنها وسيله‌ای است برای پيش‌گيری از نابرابری بر مبنای دين‌. فلسفه‌ی وجودی و هدف سكولاريسم پيكار با نابرابری است  و طبيعی است كه سكولاريسم در كنار ديگر انواع مبارزه با نابرابری جای داده شود. سكولاريسم كه با نابرابری دينی می‌جنگد به‌ناچار با نابرابری نژادی و جنسی و قومی و زبانی هم هم‌داستان و هم‌رزم خواهد بود. آيا شكل حكومت سلطنت كه اساسن بر بنياد نابرابری خون و نژاد بنيان نهاده شده می‌تواند در كنار سكولاريسم قرار گيرد؟

مغلطه‌ی سوم اين است كه اتفاقن از نطر شخص رضاپهلوی شكل حكومت مهم است و تنها شكل حكومتی كه برای او مزيت نسبی ايجاد می‌كند و او را از يك كوشنده‌ی سياسی ساده پرتاب خواهد كرد به صدر سياست ايران همين شكل حكومت «سلطنت» است اما او خود را بی‌اعتنا به قدرت نشان می‌دهد و فريب‌كارانه همه‌ی اشكال حكومت را يك‌سان می‌خواند و انتخاب آن را به «مردم» وامی‌گذارد. خمينی نيز در آغاز خود را بی‌اعتنا به قدرت نشان می‌داد و همه چيز را موكول می‌كرد به خواست مردم.

مردم ايران يك‌بار از چاله‌ی شاهنشاهی بيرون آمدند و خود را به چاه جمهوری‌اسلامی انداختند. چاه ويل اين حكومت دينی آن‌چنان ژرف و تاريك است كه گروهی سلطنت‌طلب دلير شوند و مردم را به بازگشت به «چاله»ی پيشين فراخوانند. چاه بودن حكومت دينی اما چيزی از دام‌چاله‌ی حكومت شاهنشاهی كم نمی‌كند. بايد يك بار برای هميشه از اين دور باطل «چاله» و «چاه» بيرون جهيم و به راه سومی بينديشيم كه در آن همه‌ی مردم با هم برابر باشند و هيچ‌كس به خاطر خون يا نژاد بر ديگری برتری نداشته باشد. جنبش سبز مردم ايران در اعتراض به كودتای انتخاباتی كوشش و فريادی است برای گريختن از اين دور باطل، ‌برای گريختن از هر شكل حكومت كه در آن «يك‌نفر» به خود اجازه دهد به جای «مردم» تصميم بگيرد و رای مردم را ناديده بگيرد.

اگر رضاپهلوی راست می‌گويد كه شكل حكومت واقعن مهم نيست بيايد و از سودای زنده‌كردن دوباره‌ی نهاد سلطنت دست بردارد و به عنوان يك «جمهوری‌خواه» خودش را در ميان مردم ببيند و نه چونان شازده‌ای بر فراز آنان. مردم ما از شازده‌ها و شاه‌زاده‌ها و آقازاده‌ها (و همه‌ی حاملان اسپرم مقدس) دل خوشی ندارند. مردم اگر ببينند كه رضاپهلوی برای نفع شخصی خود سينه‌چاك نمی‌كند و هدفش از مبارزه با اين رژيم در درجه‌ی نخست آزادسازی ايران است و نه به تخت نشستن خود، دست او را به گرمی خواهند فشرد.

آقای رضاپهلوی اگر سودای سلطنت را فراموش كنی و هم‌چون يك كوشنده‌ی سياسی «تنها» برای آزادی ايران بكوشی آينده‌ی سياسی به‌تری در انتظار تو خواهد بود.

Advertisements

81 پاسخ به “سودای سلطنت را فراموش كن تا تاج سر مردم شوی شازده!

  1. m 26 ژوئن 2011 در 4:47 ب.ظ.

    حالا نه بدار است و نه به بار تو چرا ترسیدئ

    • مارتين 26 ژوئن 2011 در 9:05 ب.ظ.

      ترس نيست دوست من،‌ نگرانی است برای آينده‌ی ايران!

    • Ahmad Mazahery 27 ژوئن 2012 در 1:16 ق.ظ.

      بنظر ميرسد که اين هم ميهن جمهوری خواه ما درست متوجه سخن شاهزاده رضا پهلوی و هواداران مشروطه پادشاهی نشده اند. شکل حکومت مسلمن مهم است ولی مهمتر از شکل، محتوی است. زمانی که خانه از پای بست ويران است در فکر نقش ايوان بودن کار درستی نيست. در يک ايران آزاد همه ما اين شانس را خواهيم داشت که به نظام مورد نظر خودمان رای بدهيم. اما نخست بايد به آنجا برسيم. مادام که ما درگير جنگ حيدری نعمتی خودمان هستيم آخوندها با خيال راحت بر خر مراد سوارند و ما درگير اينکه پادشاهی بهتر است و يا جمهوری.

  2. ناشناس 26 ژوئن 2011 در 5:17 ب.ظ.

    besyar magheleh jalebi bood. hafe dele ma ra zadi ey doost. az dishab een ghazyeh fekramo mikhord. dorood bar shoma…

  3. ناشناس 26 ژوئن 2011 در 5:18 ب.ظ.

    عزیز دلی که از شه و شیخ ملولی و انسانت آرزوست …. لابد انسان یکی مثل خودت باید باشد که رژیم شاهنشاهی را برداشتید و حاصل زحمات بی شائبه تان فجایع سی و دو ساله ایست که بر این ملک و ملت وارد شده و می شود . نه پدر جان تا روزی که نپذیری که چه اشتباهی کرده اید و تا روزی که حاضر به پذیرش این خطا نشوی / این وطن وطن نشود.

    • مارتين 28 ژوئن 2011 در 6:38 ق.ظ.

      گفته‌ام كه هم از شيخ ملولم و هم از شاه، پس آرزوی هيچ كدام از اين دو را ندارم. انسان يعنی انسان فارغ از قيد و بند شاه و سلطان و ره‌بر. انسانی كه تنها به صرف انسانيتش محترم است و نه نژاد شاهی و تبار مقدس و جايگاه دينی.
      اين را هم بدان دوست من كه در همه‌ی سياه‌كاری‌های اين حكومت ولی‌فقيه شخص محمدرضا شاه هم سهيم است كه فضای سياسی را به گونه‌ای پيش برد كه امكان دزديدن انقلاب به دست مذهبيون فراهم شود.
      اوست كه بايد بپذيرد اشتباه كرده كه فضا را به نفع گروه‌های معتدل‌تر و منطقی‌تر باز نكرد و با تشبث به دين خواست چهره‌ی ظاهرالصلاحی از خود به نمايش بگذارد.
      تصوير زيارت مكه و مشهد و عراق شاه دين‌پناه را كه حتمن ديده‌ای؟

  4. ناشناس 26 ژوئن 2011 در 5:24 ب.ظ.

    maghaleye besyar ghavi o por mohtavai neveshtid, kamelan ba shoma movafegham.

  5. بزمجه 26 ژوئن 2011 در 5:31 ب.ظ.

    رضا پهلوی هیچ گاه سودای سلطنت در سر ندارد ولی بعنوان یک ایرانی وطن پرست شایسته رئیس جمهور میدانمش چون پدر وپدر بزرگش در طول سلطنتشان ثابت کردند حالا به من بگوئید دیکتاتور شاه بود یا این رژیم

    • مارتين 26 ژوئن 2011 در 9:14 ب.ظ.

      «حالا به من بگوئید دیکتاتور شاه بود یا این رژیم»
      نخواندی كه گفتم بياييد برای يك‌بار هم شده از اين دور باطل شيخ و شاه بيرون بجهيم؟

  6. ناشناس 26 ژوئن 2011 در 5:58 ب.ظ.

    ما ديگه از ابن كلمه «مردم» خسته شديم هركي هر چي دوست داره هي ميگه مردم بابا اگه تو جمهوري دوست داري درود به تو ولي از قول مردم حرف نزن.

    • مارتين 28 ژوئن 2011 در 6:40 ق.ظ.

      فرمايش شما درست و متين است. با اين كه احساس می‌كنم حرف من حرف گروهی از مردم نيز هست اما از اين پس می‌كوشن داعيه‌ی خود-مردم-پنداری‌ام را متناسب كنم با بازخوردهايی كه از مخاطبان می‌بينم!

  7. آلفرد 26 ژوئن 2011 در 6:38 ب.ظ.

    کاملا حرف دل من بیان شد. درود

  8. p 26 ژوئن 2011 در 8:03 ب.ظ.

    هر دوی این حکومت ها دیکتاتورند. نمیشه چون این حکومت دیگه وقاحت رو به حد رسونده رژیم قبلیو مصون بدونیم.

  9. farzan 26 ژوئن 2011 در 10:17 ب.ظ.

    regime padeshahi barazande iran ast!

  10. باربد 26 ژوئن 2011 در 11:02 ب.ظ.

    همین کلمه شازده ای که نوشتی نشانده عمق کینه شما از پادشاهی داره شازده نه و شاهزاده ضمنا اقای عزیز این بابا با چه زبونی باید بگه که دنبال سلطنت نیست حالا شماها هی انگولک کنید و مغلطه.

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 4:09 ق.ظ.

      چرا؟ عمق كينه چه ربطی دارد به «شازده»؟ شازده مخفف همان شاه‌زاده است و گمان نكنم تغيير نام به مخفف آن تغييری در ماهيتش ايجاد كند. چه طور است يك (ع) يا (ص) هم بعد از نام ايشان بياوريم؟
      در ضمن شما سرت رو كردی زير برف انگار. بارها بارها گفته كه نظام مطلوب ايشان سلطنت مشروطه است از جمله همين گفتگوی تازه‌اش با خودنويس!

  11. بزمجه 26 ژوئن 2011 در 11:05 ب.ظ.

    حالا از من گفتن اگر دیدیت که ایران را تجزیه نکردن هرچه خواستید بگوئیددرست سی سال پیش هر جا بحث بود من محکوم بودم من این
    روزها را درآن دیده بودم ومیدانستم که چه بلائی سرمان خواهد آمد هرچه با دلیل و برهان برای مخالفان خودم میگفتم کسی حرف مرا خریدار نبود به هرحال حالا نیز حرفم را میزنم تنها کسی که میتواند تا حدودی به ایران سروسامان بدهد رضا پهلوی است آن هم در قالب
    رئیس جمهور حالا هرچه دوست دارید مخالفت کنید من حرفم را زدم آنچنانکه مخالفان سی سال پیش برگشتن رو حرفم ولی دیگه فایده نداره
    این لج بازی و عقده ای بودن را کنار بگذاری صحبت سر نجات مملکته حالا اون نیاد کسی که شایسته اینکار است وتجربه مملکت داری
    در خودش یا خانواده اش هست را بگو که مانیز درموردش مطالعه کنیم مردم بیدار شید وهی چوب مخالفت را نشانه کسی که میتواند
    از عهده این گند آب گرفته سی ساله بیآید بیرون را نگیرید.

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 4:11 ق.ظ.

      با رياست‌جمهوری ايشان يا هر كس ديگر،‌البته به شرط دست يافتن به رای اكثريت مردم، هيچ مشكلی ندارم. اما شما چرا فكر می‌كنی ايشان ضامن حفظ تماميت ارضی ايران است؟ آيا ديگر قوم‌ها و اقليت‌های زبانی و نژادی ايران هم همان گروه‌های سركوفته و فرمان‌بردار گذشته هستند؟

  12. ماری 27 ژوئن 2011 در 12:25 ق.ظ.

    همیشه برای من سوال هست که چه طور ایشون پادشاهی پدرشون رو با پادشاهی انگلستان و ژاپن مقایسه می کنند؟ پدر بزرگ ایشون که خدمات زیادی هم به ایران کرد حکومت رو از دست سلسله ای دیگر ربود. سلسله قبلی هم به همین ترتیب. این اتفاق در سلطنت انگلستان یا ژاپن به این شکل نیفتاده. خانواده های سلطنت در این کشورها پیشینه طولانی دارند. اما خانواده پهلوی این پیشینه را ندارند. از کجا مطمئن باشیم که در حکومت سلطنتی فرضی بعدی دوباره جمگ قدرتی نداشته باشیم و سلسله ها سر هم رو زیر آب نکنند؟ اکثر کشورهای سلطنتی موفق که ایشون ازشون نام می برند در اروپا هستند، چرا حکومت سلطنتی موفق و توام با رعایت حقوق بشر در خاور میانه نداریم؟ چرا نقش فرهنگ رو نادیده می گیریم؟ در 300 سال اخیر چند سال حکومت سلطنتی توام با عدالت و پیشرفت و حقوق انسانی در ایران تجربه شده هست؟متاسفانه فرهنگ ما در این سالها همواره با دیکتاتوری عجین بوده. ایشون حتی اگر خودشون هم نخواهند تحت تاثیر این فرهنگ مبه راحتی قابلیت تبدیل شدن به یک دیکتاتور را دارند

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 4:15 ق.ظ.

      مغلطه از اين بالاتر و بزرگ‌تر نيست.
      در هنگام صحبت از پادشاهی از انگلستان و ژاپن سخن به ميان می‌آد و نه عربستان سعودی و عمان و بحرين
      و در هنگام صحبت از جمهوری از مصر و ليبی و چين و نه آمريكا و فرانسه!
      نمونه‌ی اعلای‌فريب‌كاری و ناراست‌گويی!

  13. ناشناس 27 ژوئن 2011 در 12:34 ق.ظ.

    man nemidonam in cherta perta roz shoma piro patala az koja migid,…vali mardam va javanan hasasiyati roye onvanesh nadarand va az hame bishtar hemayatesh mikonand…….be kori cheshm shomaha

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 4:13 ق.ظ.

      مردم و جوانان؟ حكومت جمهوری اسلامی هم داعيه‌ی خود-مردم-پنداری داره. شما هم كه خود را نماينده‌ی مردم و جوانان می‌دانيد. پس مشكلی نيست!

  14. Iran 27 ژوئن 2011 در 3:47 ق.ظ.

    Dear whoever you are…if Reza Pahlavi say he wants to be the next king…you will have a problem with it and if he says let the Iranians decide what type of government Iran should have…you seem to have a problem with it. I would rather take Reza Pahlavi’s words for it rather that Khomeini who said he will provide free electricity and water and lied and did not do it…or Mousavi who said: Islamic Republic not a word more and not a word less.

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 4:18 ق.ظ.

      ما حقوق اصلی و اوليه‌ی خود را به همه‌پرسی نخواهيم گذاشت. پادشاهی مشروطه سير منطقی و معتدل‌ساز حكومت سلطنت مطلقه به شكل ملايم‌تر و قابل‌تحمل‌تر بوده است و نه يك جای‌گزين سياسی برای آينده‌ی كشوری كه يك‌بار برای هميشه سلطنت را بالا آورده است!

  15. armin 27 ژوئن 2011 در 6:11 ق.ظ.

    شرمندهام اما شما چگونه خودرا وکیل مردم می دانید کهاین امتیاز را به ایشان درصورت فراموشی تفکر به سلطنت می دهید ضمن اینکه ادبیات سخیفی دارید این شیوه نگارش شریعتمداری ها ودهنمکی هاست ضمنا به گفته ویتگنشتاین عملکرد هر حکومت را با گذاشتگانش بسنجید یک دور تاریخ مشروطه ملک زاده را مطالعه کنید بعد مقاله بنویسید تا بنده را قرین منت خودکنید

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 6:31 ق.ظ.

      سپاس دوست من!
      من وكيل مردم نيستم، پيش‌بينی كرده‌ام چيزی را كه به گمانم درست می‌رسيده.
      گمان نكنم ادبيات من را شريعت‌مداری و ده‌نمكی بتوانند تقليد كنند.
      تيتر تا حدی تحريك‌آميز است اما بايد در كنار كل متن گذاشته شود. گمان كنم شما به خواندن تيتر بسنده كرده‌ايد و متن نوشته را نخوانده‌ايد. وگرنه داوری شما را با كليت اين نوشته و كليت سوگيری اين وبلاگ هم‌خوان نمی‌بينم.
      لطفن نظرات انتقادی خود را دريغ نفرماييد و هر چند هنگام يك بار سری بزنيد و ببينيد كه قرين (رهين؟) منت شده‌ايد يا نه!

  16. ایکس 27 ژوئن 2011 در 6:46 ق.ظ.

    1_ بنده بسیار نا محتمل میدانم که ایشان دست از سودای شاهنشاهی بکشد.
    2_ حتی اگر ایشان چنین کاری کند چرا باید «تاج سر» مردم شود؟ چه علم بخصوصی دارد؟ چه هنر بخصوصی دارد؟ چه پیشینه مدیریتی دارد که طبق آن ایشان را «تاج سر»مان بدانیم؟ ایشان اگر سودای سلطنت را رها کند ممکن است به عنوان یک شهروند در ایران زندگی کند. اما «تاج سر» بنده که نمیشود. دیگران را نمیدانم.
    3_ همانطور که شما هم اشاره کرده اید حرفهای اقای پهلوی وقتی عجیب و غریب میشوند که ایشان از پذیرفتن سیستم «جمهوری» و رد صریح سیستم «پادشاهی» طفره میرود. او یک جمله متناقض دارد که همیشه به کار میبرد. او معمولاً میگوید: «مردم می آیند و آزادانه رای میدهند که چه نوع حکومتی داشته باشند. اگر گفتند شاهنشاهی آنوقت شاهنشاهی تشکیل میدهیم. اگر گفتند جمهوری جمهوری تشکیل میدهیم.». این خیلی عجیب و خنده دار استو از ابزار دموکراسی (یعنی انتخابات) نمیتوان چماقی درست کرد و بر سر دموکراسی کوبید. اگر مردم بیایند سر صندوق و گواهی بدهند که عقلشان نمیرسد و یک پادشاه باید برایشان تصمیم بگیرد اولین چیزی که باطل میشود رای خود ایشان در پای صندوق های رای است. این اتفاق چند ده سال پیش در الجزایر افتاد. مردم رفتند پای صندوق رای و گفتند ما دموکراسی نمیخواهیم. مردم میتوانند انقلاب کنند و بگویند ما دموکراسی نمیخواهیم. مردم میتوانند کودتا کنند و بگویند ما دموکراسی نمیخواهیم. اما ایشان نمیتوانند رای بگیرند و بگویند رای ما غلط است. این تناقضی است در حد اعلا. جناب شاهزاده گویا هنوز یا معنی تناقض را نمیداند یا خودش را به خواب زده.

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 6:59 ق.ظ.

      ديده‌ام چند جا كه تيتر دردسر ساز شده. عبارت «تاج سر» به طور كل يعنی محترم و معتبر و در كاربرد آن گوشه‌ی چشمی به روابط معنايی آن با شازده و سلطنت هم بوده. اما در خود متن منظورم از تيتر به اندازه‌ی كافی تشريح شده: آينده‌ی سياسی بهتر برای شخص رضاپهلوی در صورت كنار گذاشتن سودای سلطنت و پيوستن به صف جمهوری‌خواهان!

  17. Ali Reza 27 ژوئن 2011 در 7:40 ق.ظ.

    To be honest, you and people of like have brought Iran to this status. We have no value, no security, no economic growth, high inflation, …I name name it. it is all thanks to you and people like you who thought that following an old demented men with 1500 years old rules will bring our country in to 21 century. Open your ignored eye and realize that as long as we have government or a leader (including mosavi) who follow this pattern will continue to bring disaster for our country. Iran and Iranian are part of a 3rd world country and there is no other way for Iran than secular regime.

    If you have problem with this our Mr Reza Pahlavi then start packing your stuff and load your donkey for the journey to some where-else. Please spread this word to your friends and family. When we take over there will be no mercy and you will pay with your blood.

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 8:02 ق.ظ.

      كامنت سراسر بی‌ارزش شما را خواندم. آن بخش نخست كه هيچ ربطی به نوشته‌ی من نداشت.
      تهديد بخش دوم اما من را خنداند: «هنگام كه ما زمام كار را در دست گيريم، هيچ رحمی در كار نخواهد بود و شما تاوان اين كار را با خون‌تان خواهيد داد.» يوهاهاها!!

      • Ali Reza 27 ژوئن 2011 در 3:38 ب.ظ.

        You stupid idiot. It is exactly relevant to what you write in your stupid text. And why he should give up his position as the next monarch. This is his duty as prince to drive the last monarchism of Iran even if he fail. This is why we (Iranian) admire him.

        But who care about what Reza Pahlavi is standing for when Iran is being tormented by this regime and his monsters basiji (do not take it personal). Any person with sense of humanity, love of country and slightest intelligence will without a doubt is ready to turn back the time before the stupid revolution just to save our country. You must be blind or really stuiped if you compare Iran before the revolution with this regime and this country.

        Be honest, do not you feel shame of what you and your father have brought to Iran. The country is in ruin and you stupid person sitting there and worry if Reza Phalavi is taking over or not. Why do not you “Martin” (or wherever your name is) meet me in front of the Evin Prison. You can just smell the torture and blood from behind the close doors, the cry and dagger voice of the mothers. Maybe then you find something to write about

      • مارتين 27 ژوئن 2011 در 4:10 ب.ظ.

        همه‌ی حرف‌ها و فحاشی‌های شما بی‌ربط به موضوع است و در جستجوی دلايلی برای حقانيت در خارج از متن. ادعا كه مفت‌ه شما هم لاف در كن: اوين و زندان و شكنجه و مردم و الخ چه ربطی دارد به بحث؟ اين‌جا ما فقط داريم بحث می‌كنيم از موضع برابر و بدون انگ‌زدن. هر وقت اين را فهميدی پاسخ من را بده وگرنه قطار كردن فحش‌ها و دلايل بی‌سر و ته را بسيار شنيده‌ايم از سلطنت‌طلبان دوآتشه! تكرار نفرماييد!

  18. ناشناس 27 ژوئن 2011 در 8:36 ق.ظ.

    خاک بر سر ملتی که بعد این همه سال بازم به قیم نیاز پیدا کنه.!!!!سلطنت کدومه یه کم ادم باشید.خون جوونای ما بیخود نریخته که سلطنت روی کار بیاد.امثال این اداما اگه می خوان سهمی توی مشارکت سیاسی ایران فردا داشته باشن بهتره به جای تئوری پردازی بیان کف خیابون و مثل بقیه ملت بجنگن.در اخز بازم میگم این خواب خوشو از سرتون بیرون کنید و به یه مشت پیر پاتال دل نببندید که ممکنه هنوزم شاه و شاه بازیوو بخوان.ملت ایران جوونایین که ازادیشون در گرو دمکراسی و حکومت سکولار میبینن و این بار رای اونا بنیان ستم گری رو برای همیشه از ایران پاک میکنه

  19. آرش 27 ژوئن 2011 در 10:43 ق.ظ.

    بزرگترین مغلطه سلطنت مشروطه خواهان این است که یک نکته بسیار مهم را که در معنی مشروطه نهان و آشکار است نادیده میگیرند مشروطه زمانی معنی می یابد که قدرت مطلقه ای موجود باشد و برای محدود کردن آن قدرت ، حکومت را با اصلاحات (یا انقلاب) بصورت مشروطه در می آورند همانند آنچه در انقلاب مشروطه ایران اتفاق افتاد در زمان حاضر در ایران مشروطه طلبی بدین معنی است که حکومت حال حاضر را مشروطه کنیم یعنی مشروطه کردن قدرت مطلقه ولایت فقیه یا به معنی دیگر سمبلیک کردن نقش ولی فقیه و عدم دخالت وی در قدرت و سیاست ، یعنی به نوعی واتیکانیزه کردن ایران ( کاری که به گمان من احمدی نژاد به دنبال آن است) اینکه حکومت روحانیان و روحانی زادگان را بر اندازی کنیم و برویم دنبال یک انسان بی قدرت و خاصیت و محوریت و حتی از نظر نژاد پادشاهی بی اصل و نسب ( که حد اکثر 37 سال سابقه پادشاهی مطلقه را دارند) و اورا پادشاه کنیم و سپس این انسان بی قدرت را مشروطه کنیم درست مثل انسانیست که دکمه ای پیدا کرد و برای آنکه دکمه حرام نشود رفت برای آن دکمه کت دوخت!! ما میتوانیم اصولا با حکومت مشروطه مخالف باشیم و بدنبال یک جمهوری تمام عیار باشیم ولی اگر در ایران حال حاضر دنبال یک حکومت مشروطه هستیم این مشروطه یک مشروطه ولایی است نه سلطنتی

  20. Kaveh 27 ژوئن 2011 در 1:09 ب.ظ.

    Jenabe aghaye Martin,yadetoon bashe ke in nazare shakhsie shomast,,pas lotfan say nakonid ino be onvane nazare omoome mardom jelve bedid.man khodam hich moshkeli ba jenabe aghaye reza pahlavi(shahzadeye Iran) va khanevadeye mohtaramesh nadaram va az samime ghalb arezoo mikonam be Iran bargardand va be onvane ye sambole padeshah beshan albate age mardome ma liaghatesho dashte bashan va gar na ke hamin jomhoorie eslami az saremoon ham ziade,ma bar asare hemaghat va khosh khiali ye eshtebah 30 sale pish kardim ke monjar be naboodie khodemoon,mamlekatemoon va naslhaye baadi shod,dige hamchin eshtebahi nakhahim kard dooste aziz.

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 3:24 ب.ظ.

      در پاسخ شما يك نكته‌ی خيلی جالب هست. از من می‌خواهيد كه نظرمو به عنوان نظر مردم جا نزنم و بعد می‌فرماييد كه مردم ممكنه لياقت نداشته باشن و قدر شازده رو ندونن و اونو به عنوان سمبل بی‌بو و بی‌خاصيت انتخاب نكنن! چرا؟

  21. keyvan 27 ژوئن 2011 در 1:31 ب.ظ.

    رضاپهلوی سا لها پيش
    صحبت کرد از مبارزه مسالمت آميز
    نافرماني مدني حرف زد
    البته امثال شما رضاپهلوی مسخره کردين
    همون گفتار ضاپهلوی
    جنبش سبز لقب گرفته
    و شما شدين صاحب جنبش سبز
    و براي مردم تعين تکليف ميکنين
    دو به جاي حمله به شاه فقيد و پسرش
    خودتون نقد کنيد
    جواب نسل جوان ايران بدين
    بگين چرا شما رفتين زير پرچم خميني
    و امام در ماه ديدين

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 3:21 ب.ظ.

      نفهميدم اين شيوه‌ی نوشتن و اين تقطيع جمله‌ها برای چه بود؟ شعر می‌خواستيد بگوييد؟

    • آرش 28 ژوئن 2011 در 9:41 ق.ظ.

      پس نظریه مبارزه مسالمت آمیز و نافرمانی مدنی مال شازده است؟! چه جالب! تازه هرکی هم زودتر نظریه بده شاه میشه!؟ اتفاقا صاحب اصلی انقلاب هم بابای شازده است که مردم رو مجبور کرد به آخوند ماه نما رو بیارند شما نگران نباش مملکتی که اموالش مال شازده و درباریانش باشه همون بهتر که جنبش و انقلابشم مل شازدش باشه

  22. ناشناس 27 ژوئن 2011 در 3:08 ب.ظ.

    من هم کاملا با این دیدگاه دوستمون موافقم که :

    «حتی اگر ایشان چنین کاری کند چرا باید “تاج سر” مردم شود؟ چه علم بخصوصی دارد؟ چه هنر بخصوصی دارد؟ چه پیشینه مدیریتی دارد که طبق آن ایشان را “تاج سر”مان بدانیم؟ ایشان اگر سودای سلطنت را رها کند ممکن است به عنوان یک شهروند در ایران زندگی کند. اما “تاج سر” بنده که نمیشود. دیگران را نمیدانم.»

    دیکتاتور بودن پدر ایشون باعث شد مردم از ترس شاه به اخوند پناه ببرند .
    اگر سلطنت یا ولایت را به سرطان تشبیه کنیم که جامعه یا بدن به اون گرفتاره در صورت توان ان را از ریشه در می اوند . اگر نشد یا هزینه اش بالا بود ان را محدود میکنند تا به یک غده خوش خیم تبدیل شود . یعنی سلطنت مشروطه شود . حالا دلیل نمیشه اگه این سرطان را از ریشه در اوردیم یه خوش خیم دیگه از یه جای دیگه بیاریم جاش بکاریم چون اولا کار ابلهانه ایست و ثانیا احتمال بد خیم شدن این یکی هم زیاد هست مدام باید چک بشه تا بد خیم نشه یه وقت . از طرفی میگن سری که درد نمیکنه دسمال نمیبندن

    این اقا اگه خیلی مملکت داری بلده بیاد کاندید بشه تا اگه اگه مردم بهش رای دادن برای یه دوره معین بیاد و اون گلایی رو که داره سر مملکت بزنه . در غیر این صورت به عنوان یه شهروند عادی به زندگیش ادامه بده

    از شما مارتین عزیز هم ممنونم که این بحث ها را مطرح میکنی . مردم اول باید بدونن بعد از براندازی رژیم چه چیزی در انتظارشون هست بعد مبارزه کنن . یعنی باید بدونن برای چی مبارزه میکنن. باید هدف و اینه کاملا روشن باشه . وگر نه تجربه انقلاب 57 تکرار میشه و تو یه چاه دیگه ای میفتیم . با سپاس

  23. Ghatreh 27 ژوئن 2011 در 3:47 ب.ظ.

    khosheman aamad!!
    injoor maghalat ro ke adam mikhooneh delgarm mishe….kollan man too in safhe ke oomadam az hame chi khosham oomad…engar posht e har chizi fekr e amighi boodeh…..az 3-rah e jomhoori…az sheikh o shah maloolam…az titr e maghaleh…az nahveye paskhgooyy be nazarat …az in ke hame joor nazari o gozashty o moaddabaneh javabhay e dar khor ro dadi…….
    sarzamin e azizemoon az chenin ensanhay e farhikhteyy khali mabad…
    movaffagh bashi!

  24. چلاقعلی خامنه ای 27 ژوئن 2011 در 3:55 ب.ظ.

    وبلاگ گروهی جالبی دارید
    امیدارم مطالب خوبتون همینطور ادامه پیدا کنه
    این یادداشت هم خیلی خوب بود
    ممنون

  25. reza 27 ژوئن 2011 در 4:00 ب.ظ.

    جالبه. شما نویسنده این متن هم به نوعی رویه فاشیستی در پیش گرفته ای. هر کس حق دارد هر عقیده ای داشته باشد و می تواند آن را اعلام بکند. چه این فرد شاهزاده رضا پهلوی باشد و چه مسعود رجوی و چه محمود احمدی نژاد و چه سید علی خامنه ای و چه میر حسین موسوی. این مردم هستند که حاکمان خود را انتخاب می کنند. شما هم بهتر است از آزادی بیان دفاع کنیو نه به بهانه دفاع از آزادی دیگران تخطئه کنید. مثلا چون رضا پهلوی شاهزاده است نباید عقیده اش را بگوید و یا چون مسعود رجوی چون با صدام دست داده پس باید خفه خون بگیرد و یا …

    • مارتين 27 ژوئن 2011 در 4:06 ب.ظ.

      دوست من! اگر هر كس حق دارد هر عقيده‌ای داشته باشد،‌اين عقيده صرفن درباره‌ی اشياء و موقعيت‌ها نيست و می‌تواند درباره‌ی اشخاص و به‌ويژه اشخاص سياسی هم باشد. هر كس عقيده‌اش را می‌گويد و عقيده‌اش را در معرض نقد ديگران می‌گذارد،‌به همين سادگی!

    • SADEGH 27 ژوئن 2011 در 7:06 ب.ظ.

      رضا جان سلام
      ۱- در متن فوق من نکته ای دال بر اینکه نویسنده حق اظهار نظر برای آقای پهلوی قائل نیست ندیدم. ایشان هم میتواند و حق دارد در مورد هر آنچه مربوط به ایران و ایرانی است اظهار نظر کند .
      ۲- اما ایشان فقط در مقام یک فرد مثل من و شما نمیخواهد اظهار نظر کند . ایشان میخواهد به عنوان یک فعال سیاسی وارد عمل شود و گروههای سیاسی و سپس مردم را نیز با خود همراه کند . این یعنی اینکه ایشان میخواهد دیگران را حول خود و برنامه و دیدگاهایش جمع کند.
      ۳- ایشان سودای قدرت در سر دارد و برای همین باید دیدگاه خودش را در مورد شکل نظام و محتوای آن (هر دو) صریح بیان کند. کلی گویی کافی است. خمینی هم میگفت در نظام ما کمونیستها هم آزادند.
      ۴- واقعیت این است که همه این آقایان و زعما(چه حزب اللهی – چه سلطنت طلب – چه مذهبی وا چه غیر مذهبی ) از نظام جمهوری گریزان هستند چون میدانند نظام جمهوری یعنی محدودیت زمانی قدرت . و در کشوری که قدرتش به نفت وابسته تر است تا به مردم ،هیچ کدام نمی خواهند به سلطه و قدرت محدود تن بدهند . همه اول در باغ سبز و بهشت برین نشان مردم میدهند اما در با طن فقط به استمرار قدرت خود می اندیشند.برای همین است که نظام فعلی هم گردش قدرت را با نهاد های انتصابی محدود کرده و قدرت انتخاب را هم از مردم گرفته .
      ۵- در کشوری با سابقه استبداد – با سابقه دخالت های خارجی – با سابقه وجود هزاران مرید و بادمجان دور قاب چین – با روحیه جاه طلبی سیری ناپذیر سران و رهبران و با وجود نفت ، افتادن دوباره در چاه مشروطه طلبی بدترین بلایی است که میتوان پس از ۳۰ سال خون دل خوردن مردم از استبداد و نا مردمی حاکمان ، دوباره بر آنان تحمیل کرد.

    • Ali Reza 28 ژوئن 2011 در 9:42 ب.ظ.

      خیلی متشکرم دوست من. نقطه خوب و جالب

  26. ناشناس 27 ژوئن 2011 در 6:10 ب.ظ.

    ببخشيد من بي سوات نفهميدم چرا رضا پهلوي (حتي اگر دست از سلطنت هم برداره) مي تونه تاج سر مردم بشه؟
    اينجا يك تناقضي وجود داره . اگر منظورتون اينه كه چون ايشون شاهزاده است ، حق و حقوق داره،‌ پس اول بايد پاسخگوي اقدامات پدرش (در محدود كردن فضاي سياسي روز جامعه و كمك به تحكيم بنيادگرايان اسلامي ) باشه. از طرف ديگه اگر ايشون را جداي از صفت شاهزاده بودن هم به حساب آوريم كه ديگه يك شخص عادي به حساب مياد مثل من و شما كه نمي تونه تاج سر بشه.
    اين تناقض را من نفهميدم؟

    • مارتين 28 ژوئن 2011 در 6:32 ق.ظ.

      تيتر مطلب بار حقوقی ندارد، يك درخواست خيرخواهانه است از ايشان كه پيامدهای نيكويی برای همه دارد. از خود گذشتگی در جامعه‌ی ما قدر می‌بيند. اين درخواست هم هيچ ربطی ندارد به لزوم پاسخ‌گويی ايشان به عنوان نماينده‌ی خاندان پهلوی. عبارت «تاج سر» هم گذشته از ارتباط معنايی و واژگانی با سلطنت و شازده،‌در اين تيتر تنها يعنی محترم و معتبر.

  27. باربد 28 ژوئن 2011 در 3:00 ق.ظ.

    اقای مارتین از پاسخی که به کامنت ها میدی معلومه که ادم صادقی نیستی برخلاف اونی که نشون میدی. دوست عزیز اگه سر سوزنی حسن نیت داشتی در پاسخ به خواننده ایکس که این همه سوال کرده که رضا پهلوی چه علم بخصوصی داره چه هنری داره و از این دست سوال که شاید خیلی ها داشته باشن در مقام پاسخ در کنار مشعوف شدن از تعریف و تمجیدهای انها توانایی ها و هنرها و علومی که ایشان از انها برخوردار هستند رو بهشون یاداوری میکردی مگر اینکه شما هم از این توانایی های رضا پهلوی بی اطلاع باشید که در این صورت به شما حق میدم که اینجور بی مهابا دست به قلم بشید. اقای عزیز شرط انصاف میگه گر عیب او گفتی هنرش نیز بگوی بگو که اقای پهلوی چه مدارج علمی داره و چه توانایی هایی داره فقط قلم انتقاد بدست نگیر . و اما در پاسخ به اقای ایکس که یه عالمه سوال کرده باید بگم که اقای رضا پهلوی تنها فرد موجود در بین همه اپوزوسیونه که پتانسیل پذیرش در بین سیاستمداران دنیا رو داره و در حال حاضر شناخته شده ترین فرد سیاسی در بین اپوزوسیونه که از ملکه انگلیس گرفته تا سیاستمداران درجه یک دنیا ایشون رو دارای وزن بالای سیاسی میدونند که شاید این برای شما معنی خاصی نداشته باشه اما از بسیاری جهات خیلی مهمه

    • مارتين 28 ژوئن 2011 در 5:52 ق.ظ.

      باربد جان!
      داشتن يك مدرك كارشناسی علوم سياسی از دانشگاهی كه محمدرضاشاه از حاميان مالی‌اش بوده جزء مدارج علمی است؟ برادر مرحوم ايشان علی‌رضا كه چند وقت پيش خودكشی كردند مدارج علمی بالاتری داشتند تا شازده رضا. لفظ «مدارج علمی» كه ديگر موروثی نيست عزيز من،‌ بايد مقاله‌ای كتابی در موضوعات جهانی داشته و صاحب حرف نويی باشی تا بپذيرندت در مجامع علمی! از توانايی‌های ايشان هم خبری ندارم. راستش از طرف‌داران پر و پا قرص ايشان هم كه می‌پرسم ايشان چه كار می‌كنند و از كجا درآمد دارند و چه كارها كرده‌اند، آن‌ها هم درست نمی‌دانند و تنها می‌گويند بيزينس شخصی دارد. خب اين توانايی‌ها بايد در يك عرصه‌ی عمومی ثابت شده باشد. آن عرصه كجاست؟ (البته منظورم جايی به جز اجتماع سلطنت‌طلبان است). كدام مسووليت اجرايی را داشته‌اند كه توانايی‌شان محك بخورد؟ چه كسی چنين ادعايی كرده كه ايشان «شناخته شده ترین فرد سیاسی در بین اپوزوسیون‌ه»؟ اگر چنين بود چه نيازی بود به اين همه تقلای رسانه‌ای و حضور در پارازيت و خودنويس؟

    • بزمجه 29 ژوئن 2011 در 12:11 ق.ظ.

      باربد جان ایشون 16 ساله بودن در پایگاه یکم شکاری اولین پروازش را با موفقیت انجام داد و به سلامت بر زمین نشست

  28. Kaveh 28 ژوئن 2011 در 3:51 ق.ظ.

    Man az shoma khastam ke az ghole khodetoon harf bezanid na mardome Iran chon shayad kheili ha (az jomle khode man) in shahzadeye be ghole shoma bi boo va bi khasiat ro doost dashte bashan va behesh ehteram bezaran,dar morede mardome Iran ham be shoma migam chera oon harf ro zadam,chon mardome ma osoolan ghabele pish bini nistan dooste aziz va kolan tedade tasmimaye ehsasi va ablahanashoon kheili bishtar az tasmimaye dorosteshoon boode(ino tarikh va vaze konoonie mamlekat govahi mikone),bezar ye chizi dar morede khanevadeye pahlavi be shoma begam agha jan,dar toole tarikhe moasere ma hamin khanevade bishtarin khedmat ro be Iran karde ,khob man alan nemikham doone doone esm bebaram vali ye zare ghadr shenasi va sherafat ham az tarafe mardome ma(menjomle khodam)chize khoobie na?chera ma bayad hamishe har kasi ye khedmati behemoon mikone dastesho gaz begirim?!(inja hamoon bahse liaghat pish miad! )albate ke man az in mardom motmaen nistam vali omidvaram chon bedoone in omid dige Irani nistam.shoma too maghalat oomadi aghaye pahlavi ro koobidi,karet monsefane nabood ke age bood inhame khoobi ke be Iran o Irani karde ro ham migofti,baadam hey migi jomhoori jomhoori,khob agha jan enghelab kardim ma melate bozorg va be estebdad payan dadim va jomhoori ovordim baraye Iran,khob alan shoma razi shodi belakhare?in hamoon chizi bood ke mikhasti?ya na shoma az oon daste hasti ke migi na ma jomhoori mikhastim mazhabia azamoon dozdidanesh!!khob bebin hala hagh daram be hame chi bad bin basham. .agha ma ye mamlekate roo be pishrafto ba nadoonam kari be rooze siah neshoondim va badbakht kardim,nemikhay dars begiri azash?aziz chesha ro baz kon ,doost o doshman e Iran ro beshnas.dorood bar Iran va shahzadeye azizesh Reza Pahlavi.

    • مارتين 28 ژوئن 2011 در 6:03 ق.ظ.

      كاوه جان! درد هر دوی ما يكی است، استدلال‌ها هم مشابه است ولی در نتيجه‌گيری به جای متفاوتی می‌رسيم.
      گفته‌ای مردم ما تعداد تصميمات احساسی‌شان بيش‌تر است؛ قبول.
      گفته‌ای انقلاب 57 را مذهبيان دزديدند؛ قبول
      می‌گويم كه تلاش آزادی‌خواهانه‌ی مردم برای رفع خفقان و استبداد به استبداد سياه‌تر و تلخ‌تری انجاميد و می‌دانم كه قبول داری.
      خب برادر من ما همه كه يك عمر و يك مملكت بيش‌تر نداريم، وقتی تلاشی كه به نام جمهوری و آزادی و برابری آغاز می‌شود سر از استبداد دينی ولی‌فقيه درمی‌آورد، چه تضمينی هست،‌چه تضمينی‌هست حركت ديگری كه با نام پادشاهی آغاز می‌شود به ديكتاتوری‌مطلقه كشيده نشود؟ می‌گويی رضا حسن‌نيت دارد،‌حتا اگر اين را هم قبول كنم از تو، بعدش چه؟ جانشينش؟ آيا ممكن نيست او مطلق‌العنان شود؟ توجه كن كه خاك همان خاك و مردم همان مردم است. می‌گويی قانون اجازه نخواهد داد شاه پايش را از حدود مشروطش بيرون بنهد. چاره‌ای ندارم جز پوزخند و نشان‌دادن اوضاع كنونی‌مجلس خبرگان كه قرار بود ره‌بر را مشروط و محدود كند.
      به همين دلايل است كه به گمان من نظام آينده‌ی سياسی ايران بايد كم‌ترين زمينه را برای بروز دوباره‌ی ديكتاتوری داشته باشد. اگر رضاپهلوی دست از سودای سلطنت بردارد و برای نظام جمهوری‌سكولار بكوشد و خود را در قامت رييس‌جمهور تصوير كند همه‌ی ما دست او را به گرمی خواهيم فشرد،‌ اما مادام كه بر رسيدن خود به سلطنت هم گوشه‌ی چشمی دارد دوباره همان بيم‌ها و ترس‌ها زنده می‌شود: تكرار تجربه‌های تلخ تاريخی؟

  29. باربد 28 ژوئن 2011 در 7:39 ب.ظ.

    بابا ما مردم ایران عجب اعجوبه هایی هستیم مرغمون یه پا داره اقای مارتین عزیز اگه شاهزاده فعالیت نکنه میگن چرا فعالیت نمیکنه اگه میکنه میکن چرا تلاش میکنه اگه رسانه های جمعی از ایشون دعوت میکنند این که دیگه جای اعتراض نداره خوب پارازیت ازش دعوت به عمل میاره ایشون هم قبول میکنه کار بدی میکنه؟ اونوقت شما باید ایشون رو متهم به تقلا بکنی ؟ چه تقلایی اینکه ایشون دعوت رسانه هارو میپذیرند اشکال داره؟ اصلا خودت فهمیدی چی گفتی ؟ من نمیدونم شما کجا تشریف دارید اما من در دل مردم ایران دارم زندگی میکنم همه ایشون رو تنها فرد دارای پتانسیل رهبری میدونند از افراد متمایل به تفکرات مجاهدی گرفته تا باقی شما هم بهتره دلت رو صاف کنی و کینه های کهنه رو بریزی دور برادر

  30. Kaveh 30 ژوئن 2011 در 3:25 ق.ظ.

    Mifahmam rafigh,shoma ham negarane ayandeye in mamlekati.hala inja ke ma bahs mikonim ba ham balke hadeaghal betoonim harfe hamdiga ro befahmim ke in baraye Iran mofide dar nahayat
    agha kolan dar in mored ke bekhay harf bezani nagoziri ke ye sari ham be gozashte bezani,ini ke mishnavam ye ede migan shah mostabed bood,man migam ke hicham intor nist,shoma bayad sharayete oon mogheye Iran ro dar nazar begiri,chapia,cherikaye fadaee khalgh,mojaheda va ye ede az mazhabia tofang var dashte boodan va dashtan ba hokoomat mobarezeye mosalahane mikardan(yani mikhastan hokoomat ro sarnegoon konan)khob shoma hala kolat ro ghazi kon begoo shah bayad ba in adama(age az man beporsi ye mosht khaeni ke man vaghean hich ahamiati nemidam ke ina midoonestan ya na ke che ghalati daran mikonan)che kar bayad mikard?!shoma aslan khodeto ye lahze bezar jaye oon bandeye khoda,fek kon ke mamlekati ro ke ba hezar khoone del o talash dari misazi va midooni ke rahet doroste chon Iran roo be pishraft bood ro ye ede roshan fekr namaye khaen daran dasti dasti be bad midan,shoma chi kar mikardi?shoma alan dar sale 2011 bebin too hamin europe va america ke mahde democracy ham hastan age kasi bekhad jeloye hokoomat dast be aslahe bebare naboodesh mikonan,ina ba kasi az in shookhia nadaran va kheili ghate amal mikonan.ye nemoone barat migam:sale 1993 dar USA(Waco,texas) ye ferghe bood be name Davidian ke mosalah boodan,FBI mahale eghamateshoon ro mohasere kard va be gheir az tedade kami ke toonestan farar konan hamashoono kosht.hala mardome ma entezar dashtan shah ba in yaghia che kar kone ,beboosateshoon!?maloome ke ina bayad zendani ya edam mishodan.haghighatesh dooste aziz age man ye irad be shah begiram ine ke kheili ba ina modara kard va kam kosht,bayad hamashoono ghal o gham mikard(man boodam mikardam,hala alan migi che adame mostabedi labod!:)pedare shah(Reza shahe bozorg) vaghti dar Irane baad az ghajar be ghodrat resid,dar vaghe Iran be ye tevile bishtar shabih bood,zahmat keshid,fadakari kard ta mardome ma ro az oon jehalat va kesafate ghajar biroon keshid va Iran ro dar masire tajadod gharar dad ke ba tavajoh be mardome oon zamane Iran aslan kare sadei nabood,ke age ma ro ba pas gardani adam nemikard shayad ma ham alan ye chizi boodim too mayehaye hamin afghanestane baghal dastimoon.pas delsooze Iran bood,vatan parast bood.khob shoma bebin ke pahlavi ha(pedar o pesar)zarfe 50 sal,Iran ro az 0 be ye keshvare dar hale pishraft ke tooye khavar miane nazir nadasht resoondan,khob ma che entezari darim?!ke zarfe 50 sal oon Iran ro mesle swiss mikardan?!emkan nadasht,pas ma mardom chi?ma ke enghad az zamin o zaman talab karim che kari vase in mamlekat kardim?bayad beheshoon zaman midadim vali be jash che kar kardim,mesle ye ede osgole motevahem rikhtim hame chi ro be ham zadim dar vaghe khak bar sare khodemoon kardim,alan ham 30 sale darim be badtarin shekli natijeye tavahomatemoon ro pas midim ta shayad yad begirim dar donyaye vaghei zendegi mikonim na donyaeye tavahom.vagheiat ine ke ma sale 57 eshtebah kardim azize man,hala ham ta nafahmim ke eshtebah kardim va az masire dorost monharef shodim(ke baad az in 30 sal fek nemikonam ke darkesh kare sakhti bashe) be rahe aslimoon bar nemigardim.hala baad az in hame dastan ke barat taarif kardam va sareto dard ovordam mikham begam dar vaziate konooni bayad havasemoon kheili jam bashe az oon eshtebahe tarikhi dars gerefte bashim.man na babam too darbar boode na madaram,ino migam ke bedooni hich manfeate shakhsi nadaram az tarafdari az Reza Pahlavi,faghat ye Irani hastam ke fek mikonam in agha adame fahmideie va be darde ma va Iran mikhore va bayad ghadresho doonest.age farda dar Iran entekhabati beshe raaye man hamoon padeshahie parlemanie ke Reza Pahlavi dare azash harf mizane.be har hal rafigh be omide oon roozi ke soghoote in fashista ro bebinim va azadane be chizi ke eteghad darim ray bebim,roozi ke mamlekatemoon dobare mamlekat beshe.Dorood bar shoma,payande Iran,payande Reza Pahlavi Shahzadeye Iran

    • مارتين 30 ژوئن 2011 در 5:58 ق.ظ.

      رقيق جان گفته‌ای كه در زمان شاه گروهی دست بردند به اسلحه و گفته‌ای كه شاه ناگزير بود همه را قلع و قمع كند اما نگفته‌ای كه چه می‌شود كه در يك حكومت گروهی از اصلاح آن نااميد می‌شوند و چون هيچ روزنه‌ای برای فعاليت سياسی و راه يافتن به قدرت نمی‌يابند مجبور می‌شوند به اسلحه؟ در تصوير ساده‌ای كه شما معرفی می‌كنی شاه يك قربانی است كه مجبور بوده بنا بر الزامات محيط و شرايط سياسی تصميماتی بگيرد كه اگر هر كس ديگری هم جای او بود همين كار را می‌كرد.
      نـــــــــــــــــــــع
      شاه با كودتای سی و دو و سركوب‌های متعاقب آن فضای باز سياسی سال بيست تا سی و دو را خفه كرد و همه‌ی گروه‌های سياسی خواهان شركت در قدرت را به سوی راديكاليسم سوق داد. كمی دورانديشی و ايران‌دوستی اگر در وجود محمدرضاشاه بود آن نمايش مسخره‌ی حزب رستاخيز را شاهد نبوديم و مردمی‌كه تنوع و تكثر در ساختار قدرت را می‌ديدند و نيز وجود احزاب مختلف راستين را،‌ ديگر جذب گروه‌های مسلح راديكال نمی‌شدند.
      گفته‌ای كه بايد از اتفاقات گذشته درس بگيريم و گفته‌ای كه در سال پنجاه و هفت يك ملت اسگل شدند!!
      ملت آن هنگام به حق از خفقان سياسی به ستوه آمده بودند اما درست مثل شما به جای آن كه نيروی اعتراضی‌شان را متوجه ساخت يك نظام سياسی بی‌عيب و نقص كنند تمام آن را پشتوانه‌ی يك شخص كردند. اسگل بودن مردم آن زمان در همين يك نكته بود و ندانستند كه وقتی چنين اختياری به كسی می‌بخشند بازداشتن او از ورطه‌ی ديكتاتوری بسيار دشوار است. ولی‌فقيه يك منصب بی‌تغيير و بازگشت بود كه به خمينی دادند و ديگر نتوانستند چنين منصبی را در چارچوب قانون نگاه دارند.
      حالا يك گروه ديگر باز هم دارند همه‌ی انرژی اعتراضی خود را صرف به قدرت رسيدن يك نفر می‌كنند، و زحمت كشيده و يك نظام سياسی طراحی كرده‌اند كه تنها با وجود يك نفر معنا می‌يابد. اسم اين كار چيست؟ تكرار همان اسگل‌شدگی تاريخی نيست؟ آينده‌ی اين نظام به دست چه كسی می‌افتد؟ مهم نيست فعلن رضاپهلوی را عشق است. اگر رضاپهلوی در حين رسيدن به قدرت بيمار يا ديوانه شد چه؟ بی‌خيال فعلن رضاپهلوی را عشق است!!

  31. باربد 30 ژوئن 2011 در 3:54 ب.ظ.

    خوشم اومد جواب نداشتی بدی عین اخوندا زدی به جاده خاکی نه عزیز جان چون لای مردم ایران زندگی میکنم از دل اونا هم میگم

    • مارتين 30 ژوئن 2011 در 4:34 ب.ظ.

      آخه فرمايش كرده بوديد «من در دل مردم ایران دارم زندگی میکنم همه ایشون رو تنها فرد دارای پتانسیل رهبری میدونند از افراد متمایل به تفکرات مجاهدی گرفته تا باقی» سخت احساس تنهايی می‌كنم الان!

  32. باربد 1 ژوئیه 2011 در 3:03 ق.ظ.

    کاری نداره شما نفر دوم رو معرفی کن من میگم رضا پهلوی شرایط رهبری رو داره شما هم اسم یکی رو بیار. مگه ادعا نمیکنی که افراد دیگه هم هستند اسم بیار دیگه

    • مارتين 1 ژوئیه 2011 در 5:26 ق.ظ.

      مشكل ما و شما اصلن همين‌ه كه شما هم‌چنان دنبال «ره‌بر» هستيد. جنبش اعتراضی نياز به راه‌نما و راه‌بر دارد برای رسيدن به هدف كه آن را هم خود مردم و با مشاهده‌ی رفتار سياسی آنان انتخاب می‌كنند. اما اگر از حالا بنشينيم و برای نظام سياسی آينده‌ی خود ره‌بر انتخاب كنيم بايد پوزخندی زد و گفت زهی خيال باطل! بايد دنبال ساخت نظام سياسی بود و نه پيداكردن يك جای خالی برای نشاندن يك نفر!
      شما می‌گوييد ايشان شرايط ره‌بری را دارد؟ كی و كجا چنين چيزی را ثابت كرده؟ كجا را تاكنون ره‌بری كرده؟ چه توان مديريتی از خود نشان داده؟ اصلن ره‌بری چه؟ ره‌بری جنبش اعتراضی؟ خب ايشان تاكنون چه كار كرده‌اند برای جنبش اعتراضی مردم؟ چه كار مفيدی كرده‌اند برای حفظ روحيه‌ی اعتراضی و تشديد آن؟ نامه‌نگاری؟ پيام‌دادن به ملت؟ خب اين‌ها را كه من و تو هم انجام می‌دهيم.
      حرف من اين است كه «شاه‌زاده» بودن شايد برای شما كافی باشد اما برای من نه لازم است و نه كافی!

      • بزمجه 3 ژوئیه 2011 در 12:15 ق.ظ.

        آقای مازتین شما اول اسم فرنگیتوبردار بعد با باربد کل کل کن تو قبل از ادعای هرچیزی از اسم باربد خجالت بکس بعد ادعای مجادله داشته باش

      • مارتين 3 ژوئیه 2011 در 6:03 ق.ظ.

        چه ربطی دارد به نام؟ می‌دانی كه اين از مغالطه‌های مشهور است كه به جای پرداختن به حرف طرف به خود او گير بدهيم؟
        بعد اگر اين حرف شما را ملاك قرار دهيم، بايد پرسيد كسی با نام «بزمجه» وسط دعوای باربد و مارتين چه كار می‌كند؟!
        خنده‌دار است حرف شما!

  33. Kaveh 1 ژوئیه 2011 در 3:38 ق.ظ.

    agha ensaf dashte bashid lotfan,migi shah khafaghane siasi dorost kard,in harf zamani doroste ke oon ahzab ke mikhan faal shan soo e niati nadashte bashan va nakhan choob laye charkhe pishrafte mamlekat bezaran,khob ina ro azad mizasht ke Iran biofte daste communista ya mazhabia?!ina farhange kare hezbie dorost ro nadashtan va az har forsati baraye kharab kari dar jariane pishrafte Iran estefade mikardan,roshan fekramoon ham ke shoma behtar midoonid,amsale ale ahmad o shariati boodan ke man be onvane ye Irani ke tajrobeye in 30 sale baade enghelab ro dare migam khaen o zede Iran boodan,mardom dar oon zaman hanooz farhange democracy ro balad naboodan va shah ino khoob midoonest.in mardom bayad amoozesh mididan pele pele ke shah dasht in karo mikard.kodoom hezbe vatan parasti ro seragh darid dar oon zaman ke vaghean niate kheir dasht?shoma joori migid khafaghane siasi ke har ki nadoone mige vay che khabar boode,jeloye kharab kara ro migerefte ke kare dorosti ham boode chon hich kojaye donya be andazeye Iran khaen nadare.baad shoma migi be jaye inke talasheshoon ro sarfe sakhte nezame siasie BI EIB O NAGHS!!migam tavahom yani in dige,kodoom nezame siasie bi eibo naghs?che joori?ba kodoom poshtvane?,baba mamlekat ke dasht rahesho miraft be hame chi miresidim age gand nazade boodim toosh,baad hey migi azadie siasi,baba shoma aval be fekr e farhang o eghtesad bash baad ke in 2 ta radif shodan be fekre siasat bash,azadie siasi mikhay che kar vaghti farhangesho nadari!baad farmoodi ke nirooye eterazishoon ro sarfe hemayat az ye nafar kardan.khomeini ro migid dige?akhe kodoom adame agheli hamchin kari mikone?!migam in mardom osgol boodan baz bego na ina donbale azadi boodan!donbale azadi boodan ke khomeini ro hemayat kardan?!!!khomeini ke taklifesh az hamoon daheye 40 maaloom bood chie,khomeini hamoon zaman ketabe hokoomate eslamish ro neveshte bood a vazeh tozih dade bood ke che mojoodie!yani in mardom hata ketabe in baba ro ham nakhoonde boodan ke bedoonan daran donbale ki miran?!khomeini ke yeki az iradash be shah in bood ke chera be zana haghe raay midi,in khalafe eslame,shoma be hamin ye harfesh age tavajoh mikardi mifahmidi in baba che karast va nabayad donbalesh rah oftad.khob vaghti ye melati enghad ahmagh o motevaheme in taghsire shahe?!be shah che ke ma enghad sade loh o bi masooliatim?ya nakone bayad be jaye ma ham fekr o baresi mikard?!shah ke tak take karash baraye Iran va be nafe Iran bood,lotfan joore dige say nakonid man ro hali konid,chon man mesle oon mardom tavahom zade nistam,man mifahmam ke karaye shah chera va be che dalil bood va ba aksaresh movafegham.shah bood ke dasht ghoroore az dast raftamoono behemoon bar migardoond va say mikard farhang o honare Irani ro zende kone,oon vaght ma behesh irad migereftim ke chera jashnaye 2500 sale bar gozar mikoni!chera tarikhe irani ro dari bar migardooni!chera lebase khoob mipooshi ya too ghasr zendegi mikoni!sathe fahm o darke ma dar in andaze bood!!vatan parast o roshan fekre vaghei too in mamlekat ahmade kasravi bood,sadeghe hedayat bood,shapoure bakhtiar bood ke ba inke dar zendane shah bood ye zamani khatar ro dark kard va oomad kenare shah istad.alanam Reza pahlavi dare harfe dorost mizane,nezami ham ke dare sohbatesh o mikone vazehe ke chie,padeshahie parlemani yani khodesh ghodrate siasi nadare,parleman va namayandehaye vagheie mardom hastand ke barashoon tasmim migirand.ishoon va khanevadash ye sambole ke man migam behesh ehtiaj darim,mesle kheili az keshvaraye azade jahan ke in sambol ro daran.pas injoori ham nist ke shoma migi felan Reza pahlavi ro eshgh ast.man midoonam be chi mikham ray bedam bar khalafe mardomi ke sale 57 nemidoonestand jomhoorie eslami aslan chi hast va che joori gharare kar kone!jomhoori+eslami do chize kamelan motazad az ham:)

    • مارتين 1 ژوئیه 2011 در 5:47 ق.ظ.

      [يك خواهش دارم كه اگر امكانش را داريد يا انگليسی بنويسيد يا فارسی. خواندن پينگليش بسيار سخت‌تر است]
      بحث ما زمانی به نتيجه خواهد رسيد كه شما اين‌چنين متعصبانه و عاشقانه از شاه دفاع نكنيد. گفت و گو با كسی كه تمام تقصيرها را می‌اندازد گردن مردم بی‌شعور و متوهم ايران و شاه را يك آدم خيرخواه دل‌سوز و مجبور می‌ديده به كجا خواهد رسيد؟ شما هيچ روزنه‌ای را برای انتقاد باز نگذاشتيد؟ هر چه من بگويم ذره‌ای از عشق شما به اعلاحضرت نخواهد كاست. آن‌وقت ايراد می‌گيريد كه چرا مردم ايران راه افتادند دنبال خمينی؟ خب آن‌ها هم يك چنين حسی داشتند نسبت به خمينی ديگر كه باعث می‌شد كوركورانه راه بيفتند دنبال او و هيچ ايرادی در ذات ملوكانه‌اش نبينند.
      دوست من هيچ انسانی (تاكيد می‌كنم) هيچ انسانی هر چه قدر هم والا آن‌چنان ظرفيتی ندارد كه ما چشم نقد خود را بر او ببنديم.
      بعد شما همه‌ی گروه‌های سياسی را خراب‌كار دانستی و البته در آخر كار يادی كردی از بختيار. بختيار از كدام گروه سياسی بود؟ چرا در زندان بود؟
      تربيت سياسی مردم در پنجاه‌سال حكومت پهلوی آيا هيچ ربطی به نظام سياسی مستقر نداشت؟ لابد مردم تحت تاثير نيروهای بيگانه بودند؟ شاه و پدرش تا چه اندازه در رانده‌شدن مردم به سمت راديكاليسم نقش داشتند؟ اصلن شاهنشاهی بر مردم ايران كه همه‌شان متوهم هستند و يك‌هو بی‌هيچ دليلی عليه محمدرضاشاه قيام می‌كنند چه سودی برايش داشت؟! سود مالی؟ رانت‌خواری؟ پارتی‌بازی؟ فساد اداری؟ استغفرالله. شاه كه فقط دلش به عشق ايران می‌تپيد!
      در همين امروز هم كسانی يافت می‌شوند كه از عمل‌كرد «آقا» با شور و اشتياق دفاع می‌كند و اين همه خون ريخته را برای حفظ امنيت ايران و بيضه‌ی اسلام لازم می‌دانند. فكر می‌كنم در سال‌های بعد و پس از سقوط جمهوری‌اسلامی به تعدادشان افزوده هم بشود.
      فراموشی تاريخی بددردی‌است آقا!

  34. علی 4 ژوئیه 2011 در 12:00 ق.ظ.

    مغلطه چهارم : در قانون اساسی اغلب کشورهای پادشاهی هیچ گونه اشارهی به جدایی دین از سیاست نشده. زیرا در حکومتهای پادشاهی، سلطنت ودیهی آسمانی است و نیاز به تایید مذهب دارد.
    مغلطه پنجم: پدر بزرگ ایشان خود معتقد به جمهوری بود و تحت فشار برخی روحانیون و کشور انگلستان تن به حکومت پادشاهی داد.

  35. باربد 4 ژوئیه 2011 در 5:14 ق.ظ.

    مارتین جان از رضا پهلوی انتظار معجزه داری؟ از ایشون چه کار دیگه ای بر میاد ایشون 3 روز روزه جلوی سازمان ملل گرفت که انعکاس گسترده ای در روزنامه های معتبر امریکایی داشت( مثل واشنگتن پست). یا مثلا این که میگید ایشون غیر از بیانیه دادن چه کاری کرده نهایت بی انصافیصت اولا بیانیه ایشون با بیانیه من و شما فرق داره ضمن اینکه ایشون که لشگر و سپاه که نداره اونها رو به جنگ اخوندها گسیل کنه مضاف به اینکه موضعی که ایشون تو قضیه جنبش سبز گرفت موضع متواضعانه و در عین حال موازی با سیاست شعاری ایشون که همان امروز فقط اتحاد بوده توام با عقل و درایت که باعث همدلی طرفداران ایشون با جنبش اعتراضی اخیر ایران داشته پس بی انصافیه که این مارد رو نادیده بگیرید و البه من هم با شما موافقم که دیگه دوران سپردن افسار یک مملکت به یک شخص گذشته و ایشون هم نمیخواهند که افسار این ممکت به ایشون سپرده بشه ایشون هم قایل به حکومت یک گروه از نخبگان مملکت به مردم داره و در کنار این اگر مردم خواستند سمبل پادشاهی که در ایران میتواند منشا اثرات مثبت فراوانی باشد همچنان زنده باقی بماند دوست عزیز نگو که پادشاهی هیچ خیری توش نیست چون من به عنوان یک ایرانی افتخار میکنم به تاریخ پرافتخار ایران و هرچیزی که بتواند در زنده نگهداشتن این سمبل ها در تاریخ ایران و جهان کمک حال باشد. مارتین جان من و شما هردو سر در سودای ایران سربلند داریم اما دوست من بگذار انچه که به زنده نگه داشتن همییت و غیرت تاریخی ما که در این اواخرهم بسیار خدشه دیده کمک میکنه اون رو پاس بداریم و اون رو ابزاری برای سربلندی و افتخار هویت ایرانیمون بدونیم وگرنه دیگه نه مردم و نه منی که طرفدار رضا پهلوی و سیستم پادشاهای هستم نه به ایشان و نه به هیچ کس دیگه ای اجازه نخواهم داد که دوباره بر این مردم نظام سلطه و دیکتاتوری پیاده بشه و من در این صورت اولین نفری هستم که در برابر ان خواهم ایستاد

    • مارتين 4 ژوئیه 2011 در 5:50 ق.ظ.

      خب باربد عزيز درباره‌ی بخش نخست بحث‌تان كه فرموديد ايشان چه كار كند،‌ كارهای زيادی به نظر می‌رسد كه ايشان می‌بايست می‌كرده‌اند و نكرده‌اند. حالا هم كه جنبش سبز شوری در دل همه‌ی معترضان پديد آورده باز هم ايشان كم‌كاری می‌كنند. به رفتار ميرحسين و كروبی قبل از حصر خانگی دقت كن: با وجود همه‌ی محدوديت‌ها،‌ وقتی هيچ كاری از آن‌ها برنمی‌آمد به ملاقات خانواده‌ی زندانيان سياسی و كشته‌شدگان می‌رفتند. فيلم بيرون می‌دادند و مردم را به ادامه‌ی مبارزه تشويق می‌كردند. يا مثلن افشاگری‌های كروبی را كه حتمن يادت هست؟ تحرك آن‌ها باعث شد حكومت هزينه‌ی سنگين حبس خانگی آنان را به جان بخرد و تمامی ارتباط‌های آنان را قطع كند. خب آقای رضاپهلوی كه در بيرون است چه توجيهی دارد برای اين همه خمودی؟ تشكيل ستاد و بنياد حمايت از زندانيان و پناهندگان و روزنامه‌نگاران و تحرك‌های بيش‌تر اجتماعی كم‌ترين كار است. و البته اين جا هم گفتم كه بزرگ‌ترين خدمت ايشان دست كشيدن از سودای سلطنت است و تشكيل «جبهه‌ی متحد جمهوری‌خواهان» كه وزن سياسی و اجتماعی ايشان را بالا خواهد برد.
      مشكل شما اين است كه اولن هنوز در «توهم» شاه سمبل اتحاد ملی به سر می‌بريد. شاهی سمبل خواهد بود كه مورد احترام و عشق همه‌ی قوميت‌ها و مردم آن كشور باشد تا فرمانش را گردن نهند. آيا قوميت‌ها و بخش بزرگی از مردم ايران چنين نظری به ايشان دارند؟ يا زوركی می‌خواهد بشود سمبل اتحاد؟ با ارتش؟ با سركوب؟
      مشكل دوم شما هم اين است كه نظام پادشاهی بسيار متكی به شخص و نزديك‌بينانه است. خب به فرض كه رضاپهلوی حسن‌نيت داشته باشد و حرف‌های قشنگ بزند خب اگر برای ايشان مشكلی پيش آمد چه؟ جانشينی بعد از ايشان چه؟ چه تضمينی هست كه يك جانشين خامنه‌ای‌سرشت بر تخت ننشيند و از حريم خود تجاوز نكند؟ در اين پيچ تاريخی ما بايد يك‌بار برای هميشه برای كل فردای اين مملكت تصميم بگيريم و نه بيست سی سال آينده.

  36. باربد 4 ژوئیه 2011 در 11:06 ب.ظ.

    مارتین جان اخرین کامنتم رو میذارم اولا که این اخوند هر ایرادی که داشت یه حسن داشت و اون هم پیدایش دوستان و هموطنان با خردی مثل شما شد شما باید عین من یک جوون ایرانی باشی که دمکراسی در پیشرفته ترین حالتش رو برای ایران طلب میکنی اما یادت باشه که از مهمترین شالوده های یک دموکراسی احترام گذاشتن به ارای سایرینه من به عنوان یک ایرانی که در این دوران و در نظام اخوندی بزرگ شدم فکر میکنم که نظام پاشاهی مشروطه پارلمانی برای کشور ما میتونه به عنوان پیوند دهنده دیروز پرافتخار ایران با امروز بی رمق تاریخ ایران نقش خوبی ایفا کنه که باید از این مهم بیشترین بهره ها رو ببریم / مارتین جان من و توو ما باید به طرز فکر و سلیقه همدیگه احترام بذاریم و از بیان هرمطلبی که میتونه در این برهه تاریخی باعث مجادله و به هم پرداختن بشه جلوگیری کنیم و همه نیروهای خود رو معطوف مبارزه با نظام فعلی بکنیم و شکل اینده و نوع حکومت رو به فردا واگذار کنیم. به امید موفقیت شما و سربلندی ایران

    • مارتين 5 ژوئیه 2011 در 5:04 ق.ظ.

      باربد جان از نگاه نيك شما سپاس‌گزارم و شادمانم كه پايان گفتگوی ما به چنين جايی رسيد و نه به فحش و گريبان‌گيری!
      باری ما همه‌ی نيروی خود را معطوف پيكار با نظام كنونی كرده و می‌كنيم اما چون دقيقن «همه‌ی» نيروی خود را بر سر اين كار گذاشته‌ايم و چون يك عمر كوتاه بيش نداريم،‌اميدمان اين است كه اگر قرار است اين پيكار به سرانجام برسد،‌نتيجه‌اش افتادن از چاله به چاه نباشد. دوست عزيز من، هم‌ميهن خوبم همه‌ی نگرانی ما مصادره‌ی دوباره‌ی اين خون‌ها و رنج‌ها و زندان‌ها است و ضمن احترام به خواست شما،‌گمان می‌كنم حالا كه داريم خواب تغيير را می‌بينيم به حالتی‌بينديشيم كه كم‌ترين احتمال بروز دوباره‌ی ديكتاتوری را داشته باشد و باز به گمان ما اين نظام پادشاهی‌پارلمانی چنين امنيتی را برقرار نمی‌كند در ذهن ما.
      ما كه مار گزيده‌ايم از ريسمان سياه و سپيد هر نظام فردی سخت می‌ترسيم.
      آرزوی پيروزی دارم برای شما هم‌ميهن سرفراز

  37. sam 27 ژوئن 2013 در 4:20 ق.ظ.

    صد در صد با مقاله مارتین ایرانی موافقم .آقای رضا پهلوی سابقه منفی حکومتی ندارد چون در حکومت پدرش هنوز کودک بود. مادرش نیز خانم بدنامی نیست . بنابراین اگر رسما و کتبا به نقد دیکتاتوری پدرش مخصوصا سالهای آخر حکومت ایشان بپردازد . به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری با اختیارات محدود و دوره محدود چهارساله (حداکثر دو دوره چهارساله ) شانس انتخاب شدن در آینده را خواهد داشت . اما اگر ساعتش روی 35 سال قبل خوابیده باشد و رویای پادشاهی و تاجگذاری و ….دارد . مردم ایران و تغییرات عمیق اجتماعی را نمیشناسد . در ایران از طریق دموکراتیک امکان برگشت سلطنت وجود ندارد ( فقط اگر آمریکا با حمله نظامی کشور را اشغال کند امکان بر تخت نشستن ایشان هست).کافی است یک فرشته معصوم به عنوان پادشاه مادام العمر معرفی شود سریعا مافیای قدرت و فساد گرد اورا میگیرد و با هزار ترفند ابتدا اختیار دستگاههای امنیتی و نظامی را به او میدهد و سپس با یک حرکت ناپلیونی ملت را کیش و مات کرده با تغییر یا تفسیر دلخواه قانون اساسی قسمت مشروطه را به ته صندوقخانه می اندازد و باز تاریخ تکرار میشود . یک نفر با اختیارات نامحدود و آسمانی و حداقل مسیولیت با اعوان و انصاری دور خود که منتقدین را ترور شخصیتی میکنند به زندان می اندازند و ترور فیزیکی میکنند . ایشان باید قبول کند نسبت به بقیه مردم برتری ندارد تا بتوان به صداقتش اطمینان کرد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: