هاله‌ی دروغين سيد علی و هاله‌ی خونين عزت‌اله

«يكی قصه دارم پر از آب چشم» نه برای خودم، برای كسانی كه هنوز هم ساده‌دلانه اين دستگاه دين‌فروش و گناه‌جوش را نماينده‌ی خدا و دين می‌دانند. همان‌ها كه می‌دانند مظلوميت و مظلوم‌نمايی از راهبردهای بنيانی شيعيان در درازای تاريخ بوده و از اسطوره‌های مظلوم‌نمايی‌شان يكی همين دفن شبانه‌ی فاطمه‌ی زهرا به‌دست امام اول، علی، در گوری بی‌نام و نشان: حكومت هر اندازه هم كه ستم‌پيشه باشد بايد شرايط روحی سوگ‌واران و عزيز از كف‌دادگان را دريابد و به آنان فرصت دفن عزيزشان را بدهد. مدارا پيشه‌كردن در برابر اندوه بی‌پايان و خشم گذرای وابستگان جان‌باخته، هم منطقی است و هم اخلاقی. مرگ كه می‌آيد همه بايد كمی مهربان‌تر شويم. چنان حكومتی كه علی را وامی‌دارد جنازه‌ی هم‌سرش را شبانه و بی‌هيچ تشريفاتی دفن كند، از ديد شيعيان، نه حكومتی دادگر است و نه اخلاق‌مدار. اين درون‌مايه بهانه‌ی قربان‌صدقه‌رفتن‌ها و اشك‌بيرون‌كشيدن‌های مداحان اهل‌بيت برای مظلوميت اين خاندان است.

اينك در اين سرزمين سلطانی بر تخت نشسته‌است كه خود را نايب بر حق امام زمان می‌خواند و سينه‌چاكانش او را با علی می‌سنجند و با او پيمان می‌بندند كه مانند مردمان كوفه نيستند و علی روزگار را تنها نمی‌گذارند. علی روزگار هم تا می‌‌تواند خود را متشرع و نورانی می‌نماياند. ريش سپيدش را می‌آرايد و با دندان‌های مرتب‌شده لبخند می‌زند و قلوب مومنين را شاد می‌كند. دستگاه تبليغی رژيم هاله‌ای از تقدس به گرد اين انسان خاكی پيچيده و او را همان «سيد خراسانی»، ياور امام زمان، می‌دانند و يا كسی كه حتا در هنگام بيرون آمدن از شكم مادرش هم يا علی می‌گويد!

اما از زير اين هاله‌ی سنگين و چرك‌مرده خون است، خون است كه نشت می‌كند و حنای ريش ستم‌گران می‌شود. خون بی‌گناهانی كه تنها به جرم سخن‌گفتن جان خود را از كف دادند. جان‌باختگان جنبش اعتراضی مردم از آغاز تقلب در انتخابات رياست‌جموری هشتاد و هشت تا به امروز هر كدام رسواگر طبل توخالی قداست و روحانيت كسی هستند كه دروغ و دورويی را ابزار كار خود كرده و ستم بر بی‌پناهان و بی‌كسان را رويه‌ی هرروزه‌ی خويش ساخته است.

چند روز‍ بيش‌تر از آن‌چه بر سر «نسرين ستوده» آوردی نمی‌گذرد. آن صحنه‌ی تلخ در آغوش هم رفتن نسرين و هم‌سرش را در دادگاه ديديم و گريستيم. اما امروز خبر می‌رسد كه هاله‌ی سحابی را نيز در مراسم تشييع جنازه‌ی پدرش كشته‌ای. تا كی می‌خواهی مردم اين سرزمين را به كشتن بدهی؟ كجای اين كار با رادی و دادگری هم‌خوان است؟ مگر شما علی زمانه نيستی؟ خودت بگو كه آيا علی با خانواده‌ی دشمنان خونی خود هم چنين رفتاری می‌كرد؟ چرا رحم نمی‌آوری بر فرزند پدر از دست داده‌ای كه حق دارد در سوگ پدر درشت بگويد و نفرين بفرستد بر مسببان مرگ پدر؟ تو كه ادعای علوی بودن و حسينی بودن داری بگو كجای اين رفتار علی‌وار است؟ آيا يزيد هم چنين كاری كرده است كه تو می‌كنی؟ مگر خودت نمی‌گفتی علی از اندوه درآوردن خلخال از پای يك زن يهودی آرزوی مرگ كرده، آيا جا ندارد تو هم همين امروز از قتل فرزند در مراسن تشييع‌جنازه‌ی پدر دق كنی؟

چه دق كنی و چه دق نكنی، خون اين هاله‌ی مظلوم چونان تازيانه‌ای بر هاله‌ی دروغين تقدس و دين‌داری‌ات فروخواهد آمد و ساختمان پوسيده‌ كه برپا ساخته‌ای از همان جايی كه فكرش را نمی‌كردی ترك خواهد خورد. ای شيعه‌ی با آه مظلوم كه آشنا هستی؟  حالا وقت پس‌دادن همان درس‌ها است كه از منبر بر گوش مردم می‌خواندی. حكومت با كفر می‌ماند اما با ظلم نه، نمی‌ماند.

6 پاسخ به “هاله‌ی دروغين سيد علی و هاله‌ی خونين عزت‌اله

  1. shirzad 1 جون 2011 در 7:18 ق.ظ.

    سلام
    دوست عزیز
    برایتان مقدور است با ارسال دعوتنامه ای زمینه فعالیت بنده را در بالاترین فراهم کنید
    در ضمن بنده برای امنیت بیشتر و تولید محتوا از سیستم وبلاگ دهی زیر استفاده می کنم
    http://www.jotpress.com
    با سپاس

  2. abazar ghafari 1 جون 2011 در 7:18 ق.ظ.

    بدبختی شماها این هست که فکر میکنید با آن علی قاتل ایرانیان و محمد جاکش
    و مظلوم نمایی آن امام حسین خانوم باز این مردم را خر کنید . این علی خامنه ی جاکش
    درست سلف حلالزاده آن کس کش ها هاست وقتی این را بفهمید و این دین کیری آدمکش پرور
    را رحمان و رحیم معرفی نکنید ایران درست میشه در ضمن باید شاشید به جمهوری و به ویژه
    سه راه جمهوری چون این کشور پادشاهی هست.

  3. مصدق قالتاق قاجاری 1 جون 2011 در 7:35 ق.ظ.

    به امام خمینی بگویید که کیر خر به کس مادرت
    اگر تو جاکش نابودی .کشور آباد بود
    ز کسکش بازی این خلق جمهور خواه
    بلوچ و کردو، ازابادگان بر باد بود
    نفهمید این ملت جاکش دنبال مد
    که جمهوری کیری یک دام بود

  4. رضا ایرانی 1 جون 2011 در 8:25 ق.ظ.

    خامنه ای جنایتکار! آدمکش! خجالت و شرم هم از خصلت های انسان است. آیا ازاین همه جنایت و ظلم، شرم نمی کنی؟ لعنت بر تو و ارازل و اوباشی که به نام خدا و دین
    پرورش داده و به مزدوری گرفته ای. اگر هیتلر، صدام و دیگر جنایتکاران ختم به خیر شدند، تو هم خواهی شد.
    هاله هم در آغوش پدر ، آرام گرفت و از این همه ظلم راحت شد.
    مردم ایران! هم میهنان عزیز! همت کرده و غیرتی نشان داده و کار این جنایتکاران را یکسره کنیم. ایران برای همه ایرانی ها ، با هر دین و مسلک و عقیده ای.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: