توپخانهی «پیشدرآمد»های درویشخان، به سمت کمپانی انگلیسی
داستان پیش درآمد – پس از مشروطیت و آزادشدن اجتماعات و تشکیل انجمنها چنانکه قبلن اشاره شد ارکستر با عدهی بیشتری تشکیل گردید و اولین کنسرتها بهتشویق ظهیرالدوله در مجالس بزرگی که عدهی بیشتری شنونده داشت بهگوش مردم رسید، بنابراین برای شروع کنسرت، آهنگهای دیگری لازم بود که مفصلتر باشد و چند دقیقهای بهطول انجامد تا مردم را برای شنیدن ساز و آواز تنها، آماده کند. پس احتیاج، موجب بهوجود آمدن پیشدرآمد شد.
ممکن است پیشدرآمد، سابقهی قدیمیتری داشته باشد منتها مختصر و خلاصه بوده و از حدود درآمدهای اولیهی آواز تجاوز نمیکرده است. چنانکه در دریف موسیقی که مخبرالسلطنه از روی سهتار منتظمالحکما نوشته در قسمت همایون، قطعهای است بهنام پیشدرآمد محمد صادقخانی این قطعه سه ضربیست و بهآواز بیشتر شباهت دارد و شاید از گوشههایی است که محمدصادقخان میزده و امروز هم، آهنگ آن در آوازها متداول است.
آقاحسینقلی هم بعد از محمدصادقخان پیشدرآمدی بهوزن دوچهارم در ماهور ساخته است ولی چنانکه نوشتم تا قبل از درویشخان این پیشدرآمدها قطعات مستقلی نبوده و جزء ردیف بهشماره میرفته. آنچه مسلم است مبتکر پیشدرآمد بهسبک امروز، درویشخان است.
حال ببینیم پیشدرآمدهای درویش و هم دورههای او چه بوده است؟ تا قبل از وی پیشدرآمد، آهنگ کوچکی بوده که از درآمد تجاوز نمیکرده. درویشخان پیشدرآمد را توسعه داده و در تمام گوشههای آواز، پرورانده و بهاین ترتیب، آنرا قطعهی مستقلی کرده است. میگویند در موقعی که بنا شد کنسرتی داده شود، در هنگام تمرین رکنالدینخان پیشنهاد کرده خوب است اول، قطعهای را با هم بنوازیم و بعد از آن به آواز بپردازیم. سوال شد کدام قطعه را؟ پیشنهاد دهنده گفت من آهنگی بهاین سبک دارم. حضار میل به شنیدن آن پیدا کردند و سازندهی آهنگ، آن قطعه را نواخت و مورد پسند واقع شد. بنا به پیشنهاد مشیرهمایون، بهمناسبت اینکه پیش از درآمد آواز زده میشود به پیشدرآمد موسوم شد. این وجه تسمیه کاملا صحیح است ولی اگر هم در آن موقع این نامگذاری به نظر مشیرهمایون رسیده است شاید سابقهی قبلی داشته و ذهن نوازندگان بهاین کلمه از پیش آشنا بوده است.
داستان دیگری ابوالحسن صبا از گفتهی پدرش نقل میکرد که آن هم یک موجب دیگری برای ظهور آهنگهای مستقلی بهنام پیشدرآمد شدهاست:
کمپاینی «هیز ماسترزویس» بهخواجه مبارتسوم ماموریت میدهد که در تهران با موسیقیدانهای مشهور برای پرکردن صفحه مذاکرده کند و عدهای را با خود به لندن بیاورد تا صفحاتی از موسیقی ایشان تهیه شود. هامبارتسوم به ملاقات آقاحسینقلی میروند و میگوید برای اینکه نام شما و موسیقی ایران از میان نرود خوب است بهاتفاق چند تن دیگر به انگلستان سفر کنیم و صفحاتی تهیه نماییم، خرج سفر را هم من میپردازم. استاد پیشنهاد را میپذیرد که به اتفاق تنی چند از همکاران حرکت کنند. درویش باخبر شد و به ملاقات استاد رفت و گفت: شما با اینکار، اعتبار موسیقی و موسیقیدان را در ایران پائین میآورید. وقتی شما که استاد مسلم هستید، هنر خود را بههیچ به فروش بگذارید، فردا شاگران شما چه اعتباری خواهند داشت!
میرزا این عقیده را میپسندد ولی نمایندهی کمپانی، ذهن استاد را مشوب و وانمود میکند که درویش از راه حسد و کارشکنی این مطالب را گفته است.
با این حال آقاحسینقلی در اثر سخنان درویش از نماینده، مطالبهی دستمزد میکند و بالاخره معامله با چند متر پارچهی ماهوت و انگلیسی ختم میشود و هیئت نوازندگان به لندن مسافرت میکنند. درویش وقتی از شرط حقارتآمیز معامله آگاه میشود، تصمیم به مبارزه میگیرد و شروع به ساختن قطعاتی به نام پیشدرآمد میکند. استقبال عموم از پیشدرآمدهای درویش طوری بود که وقتی صفحات به تهران رسید مواجه با شکست شد زیرا مردم، صفحهی پیشدرآمد درویش را میخواستند و کمپانی جز آواز و برخی تصانیف، چیز دیگر نداشت که عرضه بدارد.
اگر این داستان درست باشد پس چرا در سفرهایی که خود به لندن و تفلیس کرد، از پیشدرآمدهایش صفحهای ضبط نکرد؟ زیرا بیشتر این صفحات ساز و آواز و تصنیف است. شاید هم بوده و بهدست ما نرسیده. چه صفحات زیادی پُر کردهاند که بیش از چند تای آنها امروز موجود نیست.
منبع: سرگذشت موسیقی ایران، روحاله خالقی
در پایان تصنیف «آهنگ وفا» از ساختههای درویشخان بر روی شعری از محمدتقی بهار

