باز هم از پشت دیوارهای بلند اوین، یکی ما را صدا میکند. باز هم یکی جانش را از ضحامت سرد و سنگ اوین آویخته، تا چُرت ما را پاره کند .. حال و روزی داریم ما مردمان نارسیده! اسارتگاهمان شده نقارهخانهی شهر گنگهای خوابزده، تا نوبت به نوبت، یکی بیاید و بیدارمان کند، که درجا نمانیم. حال و روزی دارند این رفیقان قدیم، که در میدان خالی از ما، جنگ تن به تن میکنند. این روزها حسین رونقی هم شعلهای افروخته، زحمتی نیست، لازم نیست کاری بکنید، آنجا آتشکدهی آزادیست، تنها روی نگردانید!




















ba dorod ba ba koda rahmat konad on shah nabdo .reza shah yek sarbaz bod ,anyway rohe shan shad bad ,vali in komieni haramzadeh hendi va in dajal kameneie kasif va zede iran…marg bar asle mazhab ahriman ,,,,,,,be omidazadi iran az dast in tofaleha ….