خانهنشینی ۱۲ اسفند؛ به مثابهی «راهپیمایی نمک»
اگرچه در سنجش با چیدن چند کیسه ماسه نخودی در گذرگاه محله و بستن چپ و راست دوقطار فشنگ و به دوش انداختن یک قبضه یوزی روغنکاری شده و همچنین محض احتیاط ، بستن یک کلت ۱۴خور به کمر؛ خانهنشینی در روز انتخابات نمایشی حکومت اسلامی، کنش چندان آبرومندانهای تلقی نمیشود، و اگرچه بستن پنجرهها و کشیدن پردهها و نوشیدن یک فنجان چای در اتاق گرم، به جای باز کردن بادبانی از پرچمهای اعتراضی، پیشاپیش جمعیت انبوه معترضان و در معیت دوربینهای خبری ماهوارهای، مارا تاحد زندهیاد، مرحوم مغفور، دُنکیشوت بزرگ پایین میکشد؛ اما به یک دلیل بسیار ساده باید پردهها را کشید و در خانه ماند: این تنها کاریست که میتوان کرد.
در دوسال گذشته برسر درستی و نادرستی شیوههای اعتراض به حاکمیت، گفتوگوهای فراوانی صورت گرفته و پیشنهادهای رنگ بهرنگی روی پیشخوان جنبش زمینگیر دموکراسیخواهی مردم ایران گذاشته شده است. برخی از این پیشنهادها حتا به صورت فراخوانی از سوی گروههای سیاسی و اجتماعی و رسانهای درآمد، اما چنان آبی از آن گرم نشد که منتقدان حاشیهنشین جنبش، مجال درشتگویی و ملامت و تیرافکنی پیدا نکنند.
خُردهگیران ِ به این تلاشهای «دَمِ دستی»، که با عناوین گوناگون روا و ناروا نیز از آن یاد میکنند، دو گروهاند. گروه نخست در حاشیه (و البته در قسمت فوقانیش)، نشسته و به ریش جماعتی که دست و پا میزنند تا شاید بتوانند بیمار محتضر جنبش را از مرگ قطعی نجات دهند، میخندند و راهی نیز نشان نمیدهند. این گروه خودشان باید بگویند که مبنای راه و رسمی که برگزیدهاند چیست و به دنبال چه هستند. گروه دوم را کسانی تشکیل میدهند که کنار گود نشستهاند و فریاد میزنند، لنگش کن!
حالا در آستانهی تدارکاتی که حکومت به نام انتخابات برای روز ۱۲ اسفند دیده است، شیوهی اعتراض به برگزاری این انتخابات، دوباره محل درگیری شده و از هر طرف پیشنهادات گوناگون و عجیب و غریب است که در کمال حقبهجانبی صادر میشود. از تسلیح هستههای مقاومت گرفته تا تجمع در اماکن رایگیری و اعتراضات گستردهی خیابانی در این کشکول مبارزاتی پیدا میشود. اگر فرض را براین بگذاریم که هیچ سوءنیت و برنامهی پیچیدهای در پس این پیشنهادات ناممکن مبارزاتی وجود ندارد، باید عامل عدم شناخت و فقدان مسوولیت اجتماعی را محرک اصلی آن دانست.
در شرایط حاضر آنچه پیداست، تاکنون نشانهای از اعتراض در میان طبقهی فرودست وحتا لایههای زیرین طبقهی متوسط دیده نشده. هیچ تشکیلاتی هم برای جذب و هدایت اعتراضات احتمالی این طبقه در آینده، آماده و کوشا نیست. بنابراین میماند همین طبقهی متوسط، که اگر شرایط را مهیا ببیند، میتواند نقش تاریخی خود را در مبارزه با حکومت اسلامی بازی کند. این طبقه هم بنا به خصلت خود به آسانی دُم به تله نمیدهد و اهل پرداخت هزینه نیست. پس یا باید دور مبارزه با حکومت اسلامی را خط کشید و به انتظار رویدادهای پیشبینی نشده و مداخلات اغیار نشست، یا باید به دنبال راههای کم هزینهای بود که قابلیت تداوم و در نتیجه اِعمال تغییر در توازن قوا را داشته باشد.
هیچکس ادعا نکرده است که با نشستن در خانه، و در درازی یک روز، حکومتی با عرض و طول جمهوری اسلامی ساقط میشود؛ نه. هیچکس نیز باور ندارد که این کنش اعتراضی خللی جدی در نمایشی که حکومت برای این روز تدارک دیده است ایجاد خواهد کرد. این اقدام در موقعیت حاضر، در بهترین صورت خود و به عنوان گام نخست، میتواند فراهمآوری نفر به نفر لشگر شکستخوردهی ۲۵ خرداد ۸۸ باشد؛ در امنترین فضایی که در حکومت اسلامی (تا اطلاع ثانوی) باقی مانده است. بدون تردید اگر با درک شرایط دشوار کنونی و فضای سرکوب و آیندهی تیرهی پیش رو، کوشندگان سیاسی به جای طرح حاشیههای بدون تاثیر در روند کلی امور، با بهرهگیری از روشهای دوران انتخابات ۸۸، به تشویق عمومی مردم برای اجرای این برنامهی بدون هزینهی اعتراضی بپردازند و یاری کنند تا دستیابی به موفقیت نسبی آن فراهم گردد، میتوان امیدوار بود که با تزریق احساس موفقیت در بدنهی مردم معترض، همچون راهپیمایی نمک گاندی، به یک کنش فراگیر کمهزینه بدل شود.
آنچه را که نباید از نظر دور داشت و مسوولیت کنشگران را در تلاش برای موفقیت این برنامه دوچندان میکند؛ اینست که برای نخستین بار در سالهای گذشته، بیشترین تعداد سازمانها و احزاب سیاسی داخل وخارج از کشور، به همراه بدنهی عظیم جداشده از حاکمیت کنونی، بر سر این شیوهی اعتراض اتفاق نظر پیدا کردهاند. این برنامه قابلیت آنرا دارد تا در تداوم خود به یک شیوهی اعتراض شناخته شده و عمومی بدل شود و آداب و ترتیب خود را به تدریج پیدا کند. دور نیست که بتوان در آیندهی نزدیک، لایههای ناراضی طبقات فرودست را نیز به این کنش کمهزینه جذب کرد و یک همبستگی نامریی را برای حضور در اشکال دیگر مبارزات مدنی ایجاد نمود.


بازتاب: خانهنشینی ۱۲ اسفند؛ به مثابهی «راهپیمایی نمک» مهاتما گاندی / نوشته شده به دست ارژنگ هدایت | برگ افرا
جنابعالی در کجای این داستان قرار دارید که از بالا دست همچون ولی فقیه در دایره سرگردان واژه ها حیرانید و از ابتدا به انتها و از انتها به ابتدا می رسید