بایگانی‌های ماهانه: ژوئیه 2011

سیاست ما: فاصله‌گیری کامل از فرهنگِ سیاسی ماقبل25خرداد

تمرکز هیستریک گروههایِ رنگارنگِ اپوزیسیون بر دوگانه منسوخ «انقلاب یا اصلاح؟» موضوعی شک برانگیز و شایسته‌ی پژوهش است. از طرف دیگر، طرد ساده‌ی این دوگانه هم  وجه تاریکی دارد و نمی تواند مرا قانع کند. پرسش این است: اگر دوگانه «انقلاب/اصلاح» منسوخ شده است در آن صورت دوگانه بدیل چیست؟ مگر نه اینکه برای عبور [...]

حاجب‌الدوله‌های جمهوری اسلامی و قتل آخرین نخست‌وزیر

حاج علی‌خان «حاجب‌الدوله»، نه تیغ‌کش بود، نه تیرانداز. نه جلاد بود، نه قصاب. او از آبدارخانه‌گری تا وزارت، از مشاغل ریز و درشت دیوانی تا امارت، از سرکوب بابیه تا امور مالیه، هر کار که گفته آید، کرده بود، مگر قتل نفس. اما مهر قتل «صدراعظم» دوران ناصری چنان بر پیشانی‌اش خورده، که کسی نام [...]

منطق آزادی:چرا تفکر برای ما غیرممکن شده است؟

بدون تردید ما نه در یک «جهان» بلکه در شبکه ای به نام «هستی» زندگی می کنیم. واقعیت زندگی ما این «شبکه هستی»ست و شبکه‌ی هستی علی رغم ادعای ایدئولوژی‌های دینی و غیر‌دینی فاقد یک «غایت واحد» است. در این شبکه ما با غایات مختلف و غیرقابلِ‌تقلیل‌به‌هم یعنی غایات نامتجانس(ونه لزومن متضاد) سروکار داریم. «خرد» [...]

آخوند‌خوانیِ متون فلسفی از افلاطون تا هایدگر و پیامدهای آن

درس بینش‌اسلامی(1)‌ کلیه رشته های دانشگاهی کشور مبحثی دارد با عنوان «برهان امکان و وجوب» در اثبات واجب‌الوجود‌ بالذات(خدا). صورت ساده برهان «صدیقین» از این قرار است: بدیهی است که موجودی هست. می پرسیم این موجود، واجب الوجود است یا ممکن الوجود؟ اگر واجب باشد که به مطلوب(اثبات خدا) رسیده ایم اما اگر ممکن باشد [...]

آیا راه اصلاحات از حوزه‌های علمیه می‌گذرد؟

هرم قدرت فعلی جمهوری اسلامی چنان است که خامنه‌ای در راس هرم (با تکیه بر شیوه مدیریتی مجتبا و طائب) و سپاه و بدنه نظامی اقتدارگرا در طبقه بعدی قرار می‌گیرند، مجلس و دیگر نهادهای حکومتی برخلاف آن‌چه باید باشد در «راس امور» نیستند. بازی قدرت در نظام اسلامی آن‌قدر مضحک است که نمایندگان مجلس [...]

اخلاقِ مختصر و مفید برای درمان سرطانِ اسلام‌زدگی

فرهنگ ما ایرانیان از زمان «زرتشت» و به واسطه او دچار نوعی بیماری خونی شد که به موجب آن، میزان پلاکت خون فرهنگی ما به شکل غریبی پائین آمد واین روند  با ورود متجاوزانه‌ی اسلام تشدید شد و به مرحله حاد خود رسید.  یک «سرطان خون فرهنگی» به نام «اسلام‌زدگی» به جان پیکر فرهنگی ما [...]

سیلی داغی که «مجید مجیدی» نخورد و به گونه‌ی «کارو» نشست!

هم‌شهری کتاب‌فروش ما که چند استکانی هم زده بود و سرش گرم بود، تا چشم‌اش به «کارو دردریان» افتاد که چند میز آن‌طرف‌تر معرکه گرفته و داد سخن می‌داد، بی‌اختیار شد، خیز برداشت و یقه‌‌اش را گرفت، از جا بلندش کرد و یک سیلی محکم به صورت‌اش نواخت. او می‌گفت: « دست خودم نبود، همین [...]

پگاه آهنگرانی را آزاد نکنید!

با سلام خدمت عالی‌جنابان «گم‌نام» با خبر شدیم که پگاه ما در حال عزیمت به برون از این چارچوب دست‌وپابندِ رژیم کاملن اسلامی دستگیر شده که چرا می‌روی؟ بودی حالا خانم‌جان، کجا از این‌جا به‌تر بانو!… ام‌القرای جهان اسلام، فالوده، بستنی و گاهی نوشابه به صرف شیشه! خبر نداریم که دست‌بندش زده‌اند یا قپانی شده. [...]

قتل بنزين با چاقوی آتش زير پل مديريت شجونی‌ها!

نوشته‌ی مهردخت آذری تازگی‌ها به لطف و بركت اين مملكت اسلامی و رئوس با‌ ايمانش دارم به ناشناخته‌های ضميرم دست می‌يابم. اين همه مدت، خيال می‌كردم سرشت مرا از خاك آفريده‌اند. سرد، ساكت، آن‌قدر پست كه هر كسی از راه می‌‌رسد پای بر فرق وجودم می‌‌گذارد و مرا زير گام‌های نااستوارش له می‌‌كند. مشتی از وجودم [...]

شورش منطقی در «بالاترین»

سه گزاره زیر را در نظر بگیرید: 1-  حضور فلسفه در بالاترین ممکن است. (حکم ظنی) 2-  حضور فلسفه در بالاترین غیرممکن است. (حکم قطعی) 3-  فلسفه در بالاترین هم اکنون حضور دارد. (حکم وقوعی) این سه گزاره (یا حکم) به ترتیب بیان‌گر جهات سه‌گانه‌اند: امکان، قطعیت، وقوع. در گزاره‌ی اول از امکان حضور فلسفه [...]

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 96 مشترک دیگر بپیوندید